بخش ۱۸ - رسیدن سلامان پیش پدر و اظهار شعف کردن وی
چون پدر روی سلامان را بدید
وز فراق عمر کاه او رهید،
بوسههای رحمتش بر فرق داد
دست مهر از لطف بر دوشش نهاد
کای وجودت خوان احسان را نمک!
چشم انسان را جمالت مردمک!
روضهی جان را نهال نوبری
آسمان را آفتاب دیگری
باغ دولت را گل نوخاسته
برج شاهی را مه ناکاسته
عرصهی آفاق لشکرگاه توست
سرکشان را روی در درگاه توست
پای تا سر لایق تختی و تاج
نیست تاج و تخت را بی تو رواج
تاج را مپسند بر فرق خسان!
تخت را در زیر پای ناکسان!
ملک، ملک توست، بستان ملک خویش!
ملک را بیرون مکن از سلک خویش!
دست ازین شاهد پرستی باز کش!
شاهی و شاهدپرستی نیست خوش
دور کن حنای این شاهد ز دست!
شاه باید بود یا شاهدپرست


با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهی دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ریرا
حاشیهها
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
برچسبها
با برچسب زدن شعرها میتوانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقهبندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.
اگر بیش از یک برچسب اضافه میکنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.