گنجور

بخش ۱۶ - حکایت آن می پرست که به مراتب کمال پیوست از وی سبب آن پرسیدند گفت این از برکت آن یافتم که هرگز جام می بر لب نیاوردم که بر عزیمت آن بوده باشم که به جام دیگر آلوده گردم

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال
 

می پرستی رو به راه توبه کرد

وز گنه جا در پناه توبه کرد

یافت از توبه مقامات بلند

وآمدش صید ولایت در کمند

سالها در کار می بشتافتی

این کرامت از چه خصلت یافتی

گفت هر گاهی که جام می به لب

می نهادم بهر شادی و طرب

کم گذشتی بر ضمیر من که باز

دست خود آرم به جام می فراز

غیر ازین معنی نگشتی در دلم

کز نشاط می دل خود بگسلم

یمن این نیت مرا توفیق داد

صد در دولت به روی من گشاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام