گنجور

بخش ۹ - خطاب زمین بوس با ترغیب در رعایت رعایا و شفقت بر عموم برایا

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

ای به شاهی بلند آوازه

کردی آیین خسروی تازه

دل تو نقد عدل راست محک

نیست چون دال و لام ازو منفک

شد چو با عین عاطفت دل تو

متصل عدل گشت حاصل تو

حق ز شاهان به غیر عدل نخواست

آسمان و زمین به عدل بپاست

سلطنت خیمه ایست بس موزون

کش بود راستی و عدل ستون

گر نباشد ستون خیمه به جای

چون بود خیمه بی ستون بر پای

شاه باشد شبان و خلق همه

رمه و گرگ آن رمه ظلمه

بهر آنست های و هوی شبان

تا بیابد رمه ز گرگ امان

چون شبان سازگار گرگ بود

رمه را آفتی بزرگ بود

لطف با گرگ کار بیخرد است

مرحمت بر رمه به جای خود است

گرت افتد به مرحمت میلی

رمه باشد به آن ز گرگ اولی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۹ - اشارت به سمع و بصر

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه
 

هر یک از وصف سمع و وصف بصر

هست جز علم معیتی دیگر

نیست از گوش سر شنیدن او

نیست موقوف دیده دیدن او

بشنود خدا دور یا نزدیک

بیند ار روشن است ور تاریک

حال هر ممکنی به کتم عدم

بیند و داند او نه بیش و نه کم

وز سؤال و طلب هر آنچه رود

بر زبانش یگان یگان شنود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۹ - حکایت ذوالنون و ابو یزید قدس الله تعالی سرهما

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

داد ذوالنون به بایزید پیام

کای گرفته به خواب خوش آرام

سر برآور که وقت بیگه گشت

پای در نه که کاروان بگذشت

بایزیدش جواب داد که مرد

آن بود در سرای صلح و نبرد

که رود شب به خواب از همه پیش

بامدادان رسد به منزل خویش

سر به بالین نهد به فرقت یار

صبحدم پیش او شود بیدار

لیک در مجمع طلبکاران

باشد این خواب خواب بیداران

هر که عمری ز خواب دیده نبست

ندهد این خواب یکدم او را دست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۹ - حکایت پیر دهقان و خم پر خوشه گندم یافتن وی و تفحص نمودن پادشاه که آن در کدام تاریخ بوده است

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر سوم
 

در زمان گذشته دهقانی

گاو می راند گرد ویرانی

ناگهان آلت زراعت او

بر زمین شد فرو در آن تک و پو

آشکارا شد از زمین یک خم

پر درونش ز خوشه گندم

خوشه هایی چو دانه های گهر

زرگرانش غلاف کرده ز زر

دانه های بزرگ و رخشنده

دیده را فیض نور بخشنده

حالی آن را به پیش شاه رساند

شاه آن را بدید و حیران ماند

گفت کز سالدیده دهقانان

قصه های نو و کهن دانان

باز پرسید کین که افزوده ست

حیرت ما کجا و کی بوده ست

کهنه پیری که بر حدود دویست

دور گردون نیافتش سر ایست

گفت بود این به دور آن سلطان

که دو صاحب خرد در آن دوران

یکی از دیگری رزی بخرید

آمد از رز خمی بزرگ پدید

خمی از زر و گوهر آکنده

شد خرنده بر فروشنده

که بیا خم خویش گرد آور

بهره برگیر ازان زر و گوهر

گفت رو رو که آن خریده توست

بهره از وی جز از تو نیست درست

هر دو زان گفت و گو بیازردند

داوری پیش پادشا بردند

پادشا داشت پیش ازان خبری

کان دو دارند دختر و پسری

داد پیوند هر دو را با هم

کردشان زان زر و گهر خرم

هر دو خصم آمدند با هم راست

وز میان جنگ و داوری برخاست

پیر گفتا که آن نه از ما بود

اثر عدل شاه والا بود

خاک از عدل او چو زر می شد

کشت ما خوشه گهر می شد

ظلم شاهان ز حد گذشت امروز

هست بر ما هزار شکر هنوز

که نه در خوشه بلکه در خرمن

گندم ما نمی شود ارزن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام