گنجور

بخش ۷ - در مذمت شعرای روزگار

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب
 

«شعر در نفس خویشتن بد نیست»

پیش اهل دل این سخن رد نیست

«ناله‌ی من ز خست شرکاست»

تن چو نال‌ام ز شر ایشان کاست

پیش از این فاضلان شعر شعار

کسب کردی فضایل بسیار

مستمر بر مکارم اخلاق

مشتهر در مجامع آفاق

همه را دل ز همت عالی

از قناعت پر، از طمع خالی

وه کز ایشان بجز فسانه نماند

جز سخن هیچ در میانه نماند

لفظ شاعر اگر چه مختصرست

جامع صد هزار شین و شرست

نیست یک خلق و سیرت مذموم

که نگردد ازین لقب مفهوم

شاعری گرچه دلپذیرم نیست

طرفه حالی کز آن گزیرم نیست

می‌کنم عیب شعر و، می‌گویم!

می‌زنم طعن مشک و، می‌بویم!

طعنه بر شعر، هم به شعر زنم

قیمت و قدر آن ، بدو شکنم

چکنم؟ در سرشت من اینست!

وز ازل سرنوشت من اینست!



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ری‏را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‏توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‏بندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‏کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.