گنجور

بخش ۵ - در تحقیق معنی اختیار و جبر

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب
 

آن بود اختیار در هر کار

که بود فاعل اندر آن مختار

معنی اختیار فاعل چیست؟

آنکه فاعل چو فعل را نگریست،

ایزد اندر دلش به فضل و رشاد

درک خیریت وجود نهاد

یعنی آن‌اش به دیده خیر نمود،

کید آن علم از عدم به وجود

منبعث شد از آن ارادت و خواست

کرد ایجاد فعل، بی کم و کاست

درک خیریت، اختیار بود

و آن به تعلیم کردگار بود

هر چه این علم و خواست، شد سبب‌اش

اختیاری نهد خرد لقب‌اش

وآنچه باشد بدون این اسباب

اضطراری‌ست نام آن، دریاب!

باشد از اختیار قدرت دور

فاعل آن بود بر آن مجبور

هر که در فعل خود بود مختار

فعل او دور باشد از اجبار

گرچه از جبر، فعل او دورست

اندر آن اختیار مجبورست

ورچه بی‌اختیار کارش نیست

اختیار اندر اختیارش نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

احمد نوشته:

من فکر کنم که نظر به فرموده ایمه ع این بهتر است که نه جبر و نه اختیار (لا جبر و لا تفویض بل امر بین المرین)

ali نوشته:

سلام
این جامی هر چه خاسته که می گه. من نفهمیدم که او موته قد به جبر است یا نه؟

عباس نوشته:

راستش رو بخواهید دوبار این شعر رو خواندم ، اما متوجه منظور حضرت جامی نشدم.
ولی یک سوال دارم. اگر ما انسانها مختار آفریده شده ایم. و معنی اختیار یعنی مختاریم به انجام عمل ( البته با توجه به عقلی که خداوند عنایت فرموده است) و یا خواستن چیزی، چگونه است که در به وجود آمدنمان مختار نیستیم. ما موجوداتی هستیم مجبور به وجود آمدن و داشتن اختیار

کانال رسمی گنجور در تلگرام