گنجور

بخش ۲۳ - گفتار در فضیلت جود و کرم

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب
 

پیش سوداییان تخت جلال

نیست جز تاج جود، راس‌المال

گر نه سرمایه تاج جود کنند

کی ز سودای خویش سود کنند؟

معنی جود جیست؟ بخشیدن!

عادت برق چیست؟ رخشیدن!

برق رخشان، کند جهان روشن

جود و احسان، جهان جان روشن!

پرتو برق هست تا یک دم

پرتو جود، تا بود عالم!

گرچه یک مرد در زمانه نماند،

وز جوانمرد جز فسانه نماند،

تا بود دور گنبد گردان،

ما و افسانهٔ جوانمردان!

رفت حاتم ازین نشیمن خاک

ماند نامش کتابهٔ افلاک

هر چه داری ببخش و، نام برآر

به نکویی و نام نیک گذار!

زآنکه زیر زمردین طارم

نام نیکو بود حیات دوم

هر چه دادی، نصیب آن باشد

وآنچه نی، حظ دیگران باشد

بهرهٔ خود به دیگران چه دهی؟

مال خود بهر دیگران چه نهی؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام