گنجور

بخش ۲۱ - قال بعض کبراء العارفین قدس سره معنی لااله الاالله ان لا شی ء مما یدعی الها غیرالله

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

معنی لااله الاالله

آن بود پیش عارف آگاه

کانچه خوانند مشرکانش خدا

گر چه باشد ز فرط جهل و عما

نیست آن در حقیقت الا حق

که بود عین هستی مطلق

هر دو هستند فی الحقیقه یکی

نیست قطعا درین دقیقه شکی

در میان نسیت از کمال وفاق

فارقی جز تقید و اطلاق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۲۱ - اشارت به فضیلت امت و شرف آل و اصحاب او صلی الله علیه و علی آله و سلم

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه
 

امت احمد از میان امم

باشد از جمله افضل و اکرم

اولیایی کز امت اویند

پیرو شرع و سنت اویند

رهبران ره هدی باشند

بهتر از غیر انبیا باشند

خاصه آل پیمبر و اصحاب

کز همه بهترند در هر باب

وز میان همه نبود حقیق

به خلافت کسی به از صدیق

وز پی او نبود ازان احرار

کس چو فاروق لایق آن کار

بعد فاروق جز به ذی النورین

کار ملت نیافت زینت و زین

بود بعد از همه به علم و وفا

اسدالله خاتم الخلقا

جز به آل کرام و صجب عظام

سلک دین نبی نیافت نظام

نامشان جز به احترام مبر

جز به تعظیم سویشان منگر

همه را اعتقاد نیکو کن

دل ز انکارشان به یک سو کن

هر خصومت که بودشان با هم

به تعصب مزن در آنجا دم

بر کس انگشت اعتراض منه

دین خود رایگان ز دست مده

حکم آن قصه با خدای گذار

بندگی کن تو را به حکم چه کار

وان خلافی که داشت با حیدر

در خلافت صحابی دیگر

حق در آنجا به دست حیدر بود

جنگ با او خطا و منکر بود

آن خلاف از مخالفان مپسند

لیکن از طعن و لعن لب دربند

گر کسی را خدای لعنت کرد

نیست لعن من و تواش در خورد

ور به احسان و فضل شد ممتاز

لعن ما جز به ما نگردد باز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۲۱ - حاصل جواب عارف از سؤال پسر

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

سخن عارف ستوده سیر

چون به اینجا رسید پیش پسر

گفت کای فهم را مهیا تو

عشق من بود ازین قبل با تو

رخت آیینه مصفا بود

زان جمال ازل هویدا بود

چشم من بود بر جمال ازل

چون در آیینه ات فتاد خلل

چشم ازان آینه فرو بستم

پس زانوی خویش بنشستم

شاهد از آینه چو تابد رو

به بود آینه سر زانو

آن که باشد ز زانو آینه اش

حسن معنی شود معاینه اش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۲۱ - در بیان غضب که آتش طبع افروختن است و خرمن دین و دنیا سوختن

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر سوم
 

به غضب جان هیچ کس مخراش

حرف آسایش از دل متراش

غضب آمد خراشگر چو اره

اره است آن بلی ولی دو سره

ناخراشیده خاطر تو نخست

کی بود دلخراشی از تو درست

ز آتشی کز غضب برافروزی

اولا خان و مان خود سوزی

آنچه بر مردم کناره رسد

ز آتشت دود یا شراره رسد

اصل آن در دلت فروخته است

که ازان خرمن تو سوخته است

آب حلمی بزن بر آن آتش

تا نیفتد به دیگران آتش

خشم با دیگران سگی و ددیست

وین سگی و ددی بیخردیست

هر که را از خرد مدد باشد

کی در آن تن دهد که دد باشد

نیش دندان خوک و پنجه گرگ

بهر آزار شد بلای بزرگ

سوی آزارشان چو راهی نیست

پنجه و نیش را گناهی نیست

ز آدمیزاده چون کسی رنجه ست

خوک بی نیش و گرگ بی پنجه ست

خشم خوش باشد از برای خدای

نه ز وسواس نفس بد فرمای

چون برای خدا بود خشمت

از دو بینی جدا بود چشمت

آن نه چشم است غیرت دین است

وز در آفرین و تحسین است

جنبش خشم چون ز نفس بد است

بالش دیو و کاهش خرد است

به که از دیو دل بپردازی

خشم را زیر دست خود سازی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام