گنجور

بخش ۱۹ - در ختم دفتر دوم سلسله الذهب

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب
 

بود در دل چنان، که این دفتر

نبود از نصف اولین کمتر

لیک خامه از جنبش پیوست

چون بدین جا رسید سر بشکست

چرخ اگر باز بگذرد ز ستیز

سازدم گزلک عزیمت تیز،

دهم از سر، تراش آن خامه

برسانم به مقطع، این نامه

ورنه آن را که خاطر صافی‌ست

اینقدر هم که گفته شد کافی‌ست

هم برین حرف، این خجسته کلام

ختم شد، والسلام والاکرام!

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام