گنجور

بخش ۱۸ - اشارت به ذکر خفیه که گفته اند لایطلع علیه ملک فیکتبه و لا نفس فتعجب به

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

ذکر گنج است و گنج پنهان به

جهد کن داد ذکر پنهان ده

به زبان گنگ شو به لب خاموش

نیست محرم درین معامله گوش

به دل و جان نهفته گوی که دیو

نبرد پی بدان به حیله و ریو

نفس را مطلع مساز بر آن

تا نیفتد ز عجب رخنه در آن

بر ملک نیز کشف آن مپسند

ورنه زان راز برگشاید بند

کند آن را پی بقا و ثبات

ثبت در طی دفتر حسنات

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۱۸ - اشارت به معجزات انبیا علیهم السلام

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه
 

خرق عادات از نبی و ولی

هست بر فضلشان دلیل جلی

اگر اظهار آن میان امم

هست با دعوی نبوت ضم

باشد آن معجزه به عرف انام

ور نه آمد کرامت آن را نام

از ولی خارقی که مسموع است

معجز آن نبی متبوع است

معجزاتی که انبیا را بود

مثل آنها رسول ما را بود

ای بسا معجزه که او را هست

که نداده ست انبیا را دست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۱۸ - شیخ شمس الدین تبریزی شیخ اوحدالدین کرمانی را قدس الله سرهما دید که در هنگامه های دمشق می گردید از وی پرسید که در چه کاری گفت آفتاب را در طشت آب می بینم گفت اگر بر قفا دمل نداری چرا بر آسمانش نمی بینی

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

شمس تبریز دید کاوحد دین

کرده نظاره بتان آیین

در دمشق از هوای غمزه زنان

گرد هنگامه هاست طوف کنان

سر بدو برده آشکار و نهفت

گفت ای شیخ در چه کاری گفت

چشمه آفتاب می بینم

لیک در طشت آب می بینم

گفت هیهات این چه بی بصریست

راست بین باش این چه کج نظریست

بر قفا گر نه دمل است تو را

کار بهر چه مهمل است تو را

سر ز پستی به سوی بالا کن

سوی خورشید چشم خود وا کن

ذات خورشید بر فلک طالع

تو به عکسی چرا شدی قانع

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۱۸ - در بیان آنکه شهوت که به وایه طبع و کام نفس گرفتاری است دون پایه دولت سلطنت و جهانداری است

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر سوم
 

دل شه چون هوا پرست بود

ملک دین را ز وی شکست بود

دلش از شاهدان ساده عذار

در تمنای بوس و ذوق کنار

پاکی از خصم بر کنار نهد

بوسه بر تیغ آبدار دهد

قبله شاه شاهد ظفر است

کز همه شاهدان جمیل تر است

نخل بالاش رمح تیز گذار

بر صف صفداران کوه وقار

چشم شهلای او به سرمه سیاه

سرمه او غبار نعل سپاه

غمزه او سنان سینه شکاف

سینه پردلان روز مصاف

طلعتش آفتاب تیغ صیقل

غازیان را به روز فتح دلیل

هر که بر طلعتش گشاد نظر

بست دیده ز شاهدان دگر

الله الله که راست این شاهد

چه بلا دلرباست این شاهد

دل صد کس به خون بیالاید

تا یکی را جمال بنماید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام