گنجور

بخش ۱۷ - اشارت به آنکه گفته اند الصوفی کاین باین

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

هر که حق داد نور معرفتش

کاین باین بود صفتش

جان به حق تن به غیر حق کاین

تن ز حق جان ز غیر حق باین

ظاهر او به خلق پیوسته

باطن او ز خلق بگسسته

از درون آشنا و همخانه

وز برون در لباس بیگانه

راه اهل ملامتست این راه

وز غرامت سلامتست این راه

خیز جامی و خاک این ره باش

هر چه داری به خاک این ره پاش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۱۷ - اشارة الی معراجه صلی الله علیه و سلم

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه
 

برد بیدار حق شب از بطحا

به تن او را به مسجد اقصی

کرد از آنجا مقر به پشت براق

متوجه به قطع سبع طباق

بر سماوات یک به یک بگذشت

با همه انبیا ملاقی گشت

دید هنگام عرض خلد و جحیم

هر که بود اندر آن دو جای مقیم

چون شد اطباق آسمان ها طی

ماند در سدره جبرئیل از وی

رفت از آنجا به یاری رفرف

به مقامی ز پیشتر اشرف

بلکه جایی که جا نبود آنجا

محرمی جز خدا نبود آنجا

دیدنی ها بدید آنچه بدید

وانچه بود از شنیدنی بشنید

روی از آنجا به جای خویش آورد

خوابگاهش هنوز ناشده سرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۱۷ - اشارت به حال جماعتی که پی به کمال معنی برده اند اما شراب عشق آن جز از جام صورت نخورده اند دایما در کشاکش اند از صورتی خلاص ناشده به دیگری گرفتار شوند اعاذناالله و جمیع المسلمین عن ذلک

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

وان دگر گر چه عاشق صور است

لیک معشوقش از صور دگر است

حسن معنیست دیده در صورت

چشم ازان دوخته ست بر صورت

هست در دیده حسن معنی خام

نیست بی صورتش ز معنی کام

سوی صورت نظر نکرده نخست

نیست در دید حسن معنی جست

نیست بیرون ز شیشه رنگین

نور بی رنگ دیدنش آیین

می کند سوی دید نور آهنگ

لیک در شیشه های رنگارنگ

شیشه گر بشکند معاذالله

هست در دید نور حرف اله

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۱۷ - حکایت پادشاهی که گوش وی گرفته بود و سامعه وی خلل پذیرفته و بر ناشنیدن آواز دادخواهان و سؤال محتاجان تأسف می خورد و اظهار تلهف می کرد

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر سوم
 

بر در بارگاه یا سر راه

داد خواهد ز من به ناله و آه

بنهم گوش خود به فریادش

بدهم همچو عادلان دادش

یا چو خیزد نفیر محتاجی

دیده ز احداث دهر تاراجی

کار او را دهم ز بخشش ساز

ناامید از درم نگردد باز

خسروی را که بود صاحب هوش

بسته شد از سماع روزن گوش

نه طبیبان علاج دانستند

نه حکیمان دوا توانستند

جزع بی قیاس ظاهر کرد

فزع بی شمار پیش آورد

نیکخواهی به فضل و علم علم

گفت کای خسرو ستوده شیم

گر ز ده حس یکی کم است تو را

دل چرا بسته غم است تو را

این همه شور و اضطراب که چه

وین همه ترک خورد و خواب که چه

شکر می کن کزانت دردی نیست

بر ضمیرت ز درد گردی نیست

رستی از رنج ناخوش آوازان

جستی از دام کید غمازان

بر دلت بس ز نور صدق فروغ

بسته شو گو ره هزار دروغ

گوش اگر رفت هوش باقی باد

گفت و گوی سروش باقی باد

شاه گفت ای دلت به دانش خوش

وز تو روشن ضمیر دانش کش

نه مرا گوش بهر آن باید

که بدان بانگ مطربان آید

به نوای طرب کنم آهنگ

بشنوم صوت عود و نغمه چنگ

رقص را در درونه جای دهم

بر بساط نشاط پای نهم

گوشم از بهر آن بود در کار

که اگر بر کسی رسد آزار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام