گنجور

بخش ۱۳ - در بیان آنکه طمع را که از جمله آفات است با منقبت معدلت منافات است

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول
 

هر که را دل به عدل شد مایل

طمع از مال خلق گو بگسل

طمع و عدل آتش و آبند

هر دو یکجا قرار کی یابند

چون بکوبد طمع در مسکن

عدل بیرون گریزد از روزن

از طمع چون بود گدا را ننگ

کی سزد شاه را به آن آهنگ

حیف باشد ز شاه فرخ فر

ظلم جویی پی زر و زیور

زیور شاه وصف شاهی بس

گو مده دل به زر و زیور کس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۱۳ - اشارة الی الایمان بالانبیاء علیهم السلام

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » اعتقادنامه
 

انبیا برگزیدگان حق اند

برده از کل ما خلق سبق اند

بر سوای خود از بنی آدم

فضل دارند بر ملائکه هم

نفس شیطان به قصد جرم و گناه

نتواند زند بر ایشان راه

ور به فرض محال یا نادر

از یکی زلتی شود صادر

پیش ارباب شرع و دین آن هم

مشتمل بر مصالح است و حکم

آدم آن دم که خورد گندم را

تخم می کاشت نسل مردم را

دانه ای را که خورد ازان شجره

شد وجود من و تواش ثمره

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۱۳ - سؤال پسر صاحب جمال از پدر صاحب کمال و جواب وی از آن سؤال

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر دوم
 

با پدر گفت نازنین پسری

کای ز هر نیک و بد تو را خبری

چون نهم ز آستانه بیرون پای

شور و غوغا برآید از همه جای

از یمین و یسار اهل نیاز

دعوی عشق می کنند آغاز

آن یکی آه دردناک زند

جیب جان را ز درد چاک زند

وان دگر خون ز دیده افشاند

سوز دل ز آب دیده بنشاند

هر یک از درد عشق و سوز جگر

به زبان دگر دهند خبر

می ندانم چه صورت انگیزم

با که آمیزم از که پرهیزم

گفت از هر یکی بپرس جدا

کز جمالم چه ره زده ست تو را

آن یکی گفت ازان رخ ساده

رخ به خونم منقش افتاده

وان دگر گفت ازان لب میگون

چشم من پر نم است و دل پر خون

وان دگر گفت کان خط نوخیز

زد خطم بر صحیفه پرهیز

وان دگر گفت کان قد و رفتار

برده است از دلم شکیب و قرار

وان دگر گفت کان خم ابرو

ساخت پشتم ز بار عشق دو تو

وان دگر گفت ازان چه غبغب

جان شیرینم آمده ست به لب

وان دگر گفت دانه آن خال

در دلم کشت تخم رنج و ملال

وان دگر گفت ازان دو نرگس مست

دل من همچو جام باده شکست

وان دگر گفت معنی بیچون

دیدم از پرده صور بیرون

شد دلم مبتلای آن معنی

می دهم جان برای آن معنی

فارغ از زلف و غافل از رویم

می ندانم چه چیز می جویم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام

بخش ۱۳ - حکایت پیر زالی که راه بر سنجر گرفت و از بیراهی یک دو ظالم دادخواهی کرد و ظلم ایشان را از راه برداشت

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر سوم
 

بود در مرو شاهجان زالی

همچو زال جهان کهنسالی

روزی آمد ز خنجر ستمی

بر وی از یک دو لشکری المی

از تظلم زبان چو خنجر کرد

روی در رهگذار سنجر کرد

دید کز راه می رسد سنجر

برده از سرکشی به کیوان سر

بانگ برداشت کای پریشان کار

گوش خود سوی سینه ریشان دار

گوش سنجر چو آن نفیر شنید

بارگی سوی گنده پیر کشید

گفت کای پیرزن چه افتادت

که ز گردون گذشت فریادت

گفت من ز رنجکش یکی زالم

کمتر از صد به اندکی سالم

خفته در خانه ام سه چار یتیم

دلشان بهر نیم نان به دو نیم

غیر نان جوین نخورده طعام

کرده شیرین دهان ز میوه به نام

با من امسال گفت و گو کردند

وز من انگور آرزو کردند

سوی ده جستم از وطن دوری

تن نهادم به رنج مزدوری

دستم اینک چو پنجه مزدور

ز آبله پر چو خوشه انگور

چون ز ده دستمزد خود ستدم

شد پر از آرزویشان سبدم

بادل خرم و لب خندان

رو نهادم به سوی فرزندان

یک دو بیدادگر ز لشکر تو

در ره عدل و ظلم یاور تو

بر من خسته غارت آوردند

سبدم ز آرزو تهی کردند

هیچ کس را چو من ز طالع بد

بر نیامد تهی ز آب سید

تو چنین فارغ و جگر خواران

از جفای تو خون دل باران

این چه شاهی و مملکتداریست

در دل خلق تخم غم کاریست

دست از عدل و داد داشته ای

ظالمان بر جهان گماشته ای

گر چه امروز نیست حد کسی

که برآرد ز ظلم تو نفسی

چون هویدا شود سرای نهفت

چه جواب خدای خواهی گفت

دی نبودت به تارک سر تاج

وز تو فردا کند اجل تاراج

به یک امروزت این سرور که چه

در سر این نخوت و غرور که چه

کنگر تاج تو چو اره کشید

از جهان بیخ عافیت ببرید

قبه چتر تو چو گشت بلند

سایه ظلم بر جهان افکند

خلقی از تاب مهر بی مایه

با صد افسردگی در آن سایه

تو چنین گرم در جهالت خویش

گام زن در ره ضلالت خویش

تو نهاده به تخت پشت فراغ

میوه عیش می خوری زین باغ

مانده در باغ ظلم بیوه زنان

مضطر از دست ظلم میوه کنان

بیوگان در فغان ز میوه بری

تو گشاده دهان به میوه خوری

پیش ازان کت اجل دهان بندد

خصمت از اشک دوستان خندد

چشم بگشا چو عاقبت بینان

بنگر حال زار مسکینان

شاه سنجر چو حال او دانست

صبر بر حال خویش نتوانست

دست بر رو نهاد و زار گریست

گفت با خود که این چه کارگریست

تف بر این خسروی و شاهی ما

تف بر این زشتی و تباهی ما

شرم ما باد ازین جهانداری

شرم ما باد ازین جهانخواری

ما قوی شاد و دیگران ناشاد

ما خوش آباد و ملک ناآباد

بعد ازان گفت کان دو ظالم را

وان دو سر دفتر مظالم را

دفتر عمر پاره پاره کنند

تا همه ظالمان نظاره کنند

بیوه زن را عطا مقرر کرد

از زر و قلب زر توانگر کرد

داد با زر یکی رزش معمور

تا ازان کودکان خورند انگور

کردش از عدل و جود خود خوشنود

در جهان تا که بود ازان خوش بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام