گنجور

بخش ۱۲ - از دفتر دوم سلسلةالذهب در خلق اسماء باری و پیداش عشق

 
جامی
جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب
 

بشنو، ای گوش بر فسانه‌ی عشق!

از صریر قلم ترانه‌ی عشق!

قلم اینک چو نی به لحن صریر

قصه‌ی عشق می‌کند تقریر

عشق، مفتاح معدن جودست

هر چه بینی، به عشق موجودست

حق چو حسن کمال اسما دید

آنچنان‌اش نهفته نپسندید

خواست اظهار آن کمال کند

عرض آن حسن و آن جمال کند

خواست تا در مجالی اعیان

سر مستور او رسد به عیان

چون ز حق یافت انبعاث این خواست

فتنه‌ی عشق و عاشقی برخاست

هست با نیست، عشق در پیوست

نیست، ز آن عشق، نقش هستی بست

سایه و آفتاب را با هم

نسبت جذب عشق شد محکم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامه‌ی دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ری‏را

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برچسبها

با برچسب زدن شعرها می‏توانید موضوع آنها (عاشقانه، عرفانی، مدیحه، مرثیه و ...) یا ویژگیهای متمایز آنها (دوزبانه، دوقافیه، دو وزنی و ...) را برای خودتان و سایر علاقمندان مشخص کنید و به مرور به طبقه‏بندی بهتر اشعار کمک کنید. برای نمونه برچسبهای این شعر را ببینید.

اگر بیش از یک برچسب اضافه می‏کنید، برچسبهای مختلف را با خط فاصله (-) از هم جدا کنید.