گنجور

شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » زبور عجم
 

شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است

فشردهٔ جگر من به شیشهٔ عجم است

چو موج می تپد آدم به جستجوی وجود

هنوز تا به کمر در میانهٔ عدم است

بیا که مثل خلیل این طلسم در شکنیم

که جز تو هر چه درین دیر دیده ام صنم است

اگر به سینهٔ این کائنات در نروی

نگاه را به تماشا گذاشتن ستم است

غلط خرامی ما نیز لذتی دارد

خوشم که منزل ما دور و راه خم بخم است

تغافلی که مرا رخصت تماشا داد

تغافل است به از التفات دمبدم است

مرا اگرچه به بتخانه پرورش دادند

چکید از لب من آنچه در دل حرم است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام