گنجور

کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » زبور عجم
 

کف خاکی برگ و سازم برهی فشانم او را

به امید اینکه روزی بفلک رسانم او را

چه کنم چه چاره گیرم که ز شاخ علم و دانش

ندمیده هیچ خاری که بدل نشانم او را

دهد آتش جدائی شرر مرا نمودی

به همان نفس بمیرم که فرونشانم او را

می عشق و مستی او نرود برون ز خونم

که دل آنچنان ندادم که دگر ستانم او را

تو به لوح سادهٔ من همه مدعا نوشتی

دگر آنچنان ادب کن که غلط نخوانم او را

بحضور تو اگر کس غزلی ز من سراید

چه شود اگر نوازی به همین که دانم او را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام