گنجور

نظر به راه نشینان سواره می گذرد

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » زبور عجم
 

نظر به راه نشینان سواره می گذرد

مرا بگیر که کارم ز چاره می گذرد

به دیگران چه سخن گسترم ز جلوهٔ دوست

بیک نگاه مثال شراره می گذرد

رهی به منزل آن ماه سخت دشوار است

چنانکه عشق بدوش ستاره می گذرد

ز پرده بندی گردون چه جای نومیدیست

که ناوک نظر ما ز خاره می گذرد

یمی است شبنم ما کهکشان کنارهٔ اوست

بیک شکستن موج از کناره می گذرد

بخلوتش چو رسیدی نظر به او مگشا

که آن دمی است که کار از نظاره می گذرد

من از فراق چه نالم که از هجوم سرشک

ز راه دیده دلم پاره پاره می گذرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام