گنجور

جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » زبور عجم
 

جهان رنگ و بو پیدا تو میگوئی که راز است این

یکی خود را بتارش زن که تو مضراب و ساز است این

نگاه جلوه بدمست از صفای جلوه می لغزد

تو میگوئی حجابست این نقابست این مجاز است این

بیا در کش طناب پرده های نیلگونش را

که مثل شعله عریان بر نگاه پاکباز است این

مرا این خاکدان من ز فردوس برین خوشتر

مقام ذوق و شوقست این حریم سوز و ساز است این

زمانی گم کنم خود را زمانی گم کنم او را

زمانی هر دو را یابم چه رازست این چه رازست این

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بتشکن نوشته:

انتظاری نیست که کسی حاشیه بر این اشعار بزنه این شعر یک شاعره هندیه که هر چقدر هم بخواد از سبک هندی پیروی نکنه نتونه به هر حال توجه داشته باشین سوالات فیلسوفانه به همراه جواب و برانگیختن تفکر هم در مضمون و هم در نوع چینش واژه ها هست
خواهشا کسی که میخونه شاکی نشه که این چه حور شعریه چون این موضوع که شاعر داره دربارش حرف میزنه لازمش همین تفکر برانگیزی و پیکیدن در واژه هاست تا اپر کسی خواست بفهمه کامل بفهمه و کسی که نخواست یا نتونست اصلا نفهمه
دردا که این معما شرح و بیان ندارد و اگر هم خواستی شرحش بدی میشه اشعاری مثل غزلهای بیدل و اقبال

کانال رسمی گنجور در تلگرام