گنجور

بیا که خاوریان نقش تازه ئی بستند

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » زبور عجم
 

بیا که خاوریان نقش تازه ئی بستند

دگر مرو بطواف بتی که بشکستند

چه جلوه ایست که دلها بلذت نگهی

ز خاک راه مثال شراره بر جستند

کجاست منزل تورانیان شهر آشوب

که سینه های خود از تیزی نفس خستند

تو هم بذوق خودی رس که صاحبان طریق

بریده از همه عالم بخویش پیوستند

بچشم مرده دلان کائنات زندانی است

دو جام باده کشیدند و از جهان رستند

غلام همت بیدار آن سوارانم

ستاره را به سنان سفته در گره بستند

فرشته را دگر آن فرصت سجود کجاست

که نوریان بتماشای خاکیان مستند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام