گنجور

خطاب به مصطفی کمال پاشا ایده الله

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » پیام مشرق
 

جولائی

امئی بود که ما از اثر حکمت او

واقف از سر نهانخانه تقدیر شدیم

اصل ما یک شرر باخته رنگی بود است

نظری کرد که خورشید جهانگیر شدیم

نکتهٔ عشق فرو شست ز دل پیر حرم

در جهان خوار به اندازهٔ تقصیر شدیم

باد صحراست که با فطرت ما در سازد

از نفسهای صبا غنچهٔ دلگیر شدیم

آه آن غلغله کز گنبد افلاک گذشت

ناله گردید چو پابند بم و زیر شدیم

ای بسا صید که بی دام به فتراک زدیم

در بغل تیر و کمان کشتهٔ نخچیر شدیم

«هر کجا راه دهد اسپ، بران تاز که ما

بارها مات درین عرصه بتدبیر شدیم»

نظیری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام