گنجور

غزل زنده رود

 
اقبال لاهوری
اقبال لاهوری » جاویدنامه
 

به آدمی نرسیدی ، خدا چه میجوئی

ز خود گریخته ئی آشنا چه می جوئی

دگر بشاخ گل آویز و آب و نم در کش

پریده رنگ ز باد صبا چه می جوئی

دو قطره خون دلست آنچه مشک مینامند

تو ای غزال حرم در ختا چه میجوئی

عیار فقر ز سلطانی و جهانگیری است

سریر جم بطلب ، بوریا چه می جوئی

سراغ او ز خیابان لاله میگیرند

نوای خون شدهٔ ما ز ما چه میجوئی

نظر ز صحبت روشندلان بیفزاید

ز درد کم بصری توتیا چه میجوئی

قلندریم و کرامات ما جهان بینی است

ز ما نگاه طلب ، کیمیا چه می جوئی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سایت علامه اقبال | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام