گنجور

فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۲

 

...  سیامک یکی پور داشت

که نزد نیا جاه دستور داشت

گرانمایه را نام هوشنگ بود

تو گفتی همه هوش و فرهنگ بود

به نزد نیا یادگار پدر

نیا پروریده مراو را به ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۱

 

...  هوشنگ با رای و داد

به جای نیا تاج بر سر نهاد

بگشت از برش چرخ سالی چهل

پر از هوش مغز و پر ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۲

 

...  از بر سر چو دو چشمه خون

ز دود دهانش جهان تیرهگون

نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ

گرفتش یکی سنگ و شد تیزچنگ

به زور کیانی رهانید دست

جهانسوز مار از ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » هوشنگ » بخش ۳

 

...  بهی

ازو مردری ماند تخت مهی

زمانه ندادش زمانی درنگ

شد آن هوش هوشنگ بافر و سنگ

نپیوست خواهد جهان با تو مهر

نه نیز آشکارا نمایدت ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۱

 

...  نوذر در پندها را گشاد

سخنهای نیکو بسی کرد یاد

ز گرد فریدون و هوشنگ شاه

همان از منوچهر زیبای گاه

که گیتی بداد و دهش داشتند

به بیداد بر چشم ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۳

 

...  نیکویی در جهان بهر تست

ز یزدان بهانه نبایدت جست

ز جم و فریدون و هوشنگ شاه

فزونی به گنج و به شمشیر و گاه

ز گفتار او شاد شد شهریار

بیراست ایوان چو خرم ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » داستان دوازده رخ

 

...  شدند

دریغ آمد او را سپهبد بمرگ

که سندان کین بد سرش زیر ترگ

ز هوشنگ و طهمورث و جمشید

یکی مهره بد خستگان را امید

رسیده بمیراث نزدیک شاه

ببازوش ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » اندر ستایش سلطان محمود » اندر ستایش سلطان محمود

 

...  دیو با او همآواز گشت

که از راه یزدان سرش بازگشت

فریدون و هوشنگ یزدان پرست

نبردند هرگز بدین کار دست

بگویم بدو من همه راستی

گر آید بجان اندرون ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۷

 

...  به درگاه او بندهوار

نخواهی به گیتی کسی شهریار

ز هوشنگ و جم و فریدون گرد

که از تخم ضحاک شاهی ببرد

همی رو چنین تا سر کیقباد

که تاج فریدون ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۶

 

...  نکو گر بمیرم رواست

مرا نام باید که تن مرگ راست

کجا شد فریدون و هوشنگ شاه

که بودند با گنج و تخت و کلاه

برفتند و ما را سپردند جای

جهان را چنین است آیین و ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۸

 

...  کشته را خاک باشد نهال

تو از کشتن من بدین سان منال

کجا شد فریدون و هوشنگ و جم

ز باد آمده باز گردد به دم

همان پاکزاده نیاکان ما

گزیده سرافراز و پاکان ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۱

 

...  بهرام گور

به یاران چنین گفت کای سرکشان

شنیده ز تخت بزرگی نشان

ز هوشنگ تا نوذر نامدار

کجا ز آفریدون بد او یادگار

برین هم نشان تا سر کیقباد

که تاج فریدون ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱۲

 

...  می سوی رامش گرای

بدو پیر گفت این سه دختر چو ماه

به راه کیومرث و هوشنگ شاه

ترا دادم و خاک پای تواند

همه هر سه زنده برای تواند

مهین دخترم نام ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۲ - داستان نوش‌زاد با کسری

 

...  را که پیچید چونین ز داد

بگشتی ز دین کیومرثی

هم از راه هوشنگ و طهمورثی

مسیح فریبنده خود کشته شد

چو از دین یزدان سرش گشته شد

ز دین آوران کین ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۳

 

...  روان

همیشه خرد پیر و دولت جوان

گران مایه شاهی کیومرثی

همان پور هوشنگ طهمورثی

پدر بر پدر و پسر بر پسر

مبادا که این گوهر آید به سر

برین پاک یزدان کند ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۴

 

...  بایسته و دلپذیر

بما بر ز دین کهن ننگ نیست

به گیتی به از دین هوشنگ نیست

همه داد و نیکی و شرمست و مهر

نگه کردن اندر شمار سپهر

به هستی یزدان نیوشان ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲

 

...  مگر برگذر

بمیرد کسی کو ز مادر بزاد

ز کیخسرو آغاز تا کی قباد

چو هوشنگ و طهمورث و جمشید

کزیشان بدی جای بیم وامید

که دیو و دد و دام فرمانش برد

چو روشن ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۶

 

...  که هرگز تو راکس ندید

نه نیز از پس پرده آوا شنید

همانا ز هنگام هوشنگ باز

چو تو نیز ننشست بر تخت ناز

همه خادمان و پرستندگان

جهانجوی و بیدار دل ...


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی