گنجور

فردوسی » شاهنامه » رزم کاووس با شاه هاماوران » بخش ۶

 

…  را به ژوپین و خنجر زنید

دلیرانشان سر به سر بفگنید

همان سگزی رستم شیردل

که از شیر بستد به شمشیر دل

بود کز دلیری ببند آورید

سرش را به دام گزند …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » داستان کاموس کشانی

 

…  تو دیدی و تیر ایدرست

بزور او ز پیل ژیان برترست

همانا که آن سگزی جنگجوی

که چندین همی برشمردی ازوی

پیاده بدین رزمگاه آمدست

بیاری ایران سپاه …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان خاقان چین » داستان خاقان چین

 

…  باره و هدیه‌ها یافتیم

ز هر کشوری تیز بشتافتیم

بیک مرد سگزی که آمد بجنگ

چرا شد چنین بر شما کار تنگ

ز یک مرد ننگست گفتن سخن

دگرگونه‌تر باید …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۳

 

…  که نوش آذرش بود نام

سرافراز و جنگاور و شادکام

برآشفت با سگزی آن نامدار

زبان را به دشنام بگشاد خوار

چنین گفت کآری گو برمنش

به فرمان شاهان کند …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۷

 

…  چون روی رستم بدید

که نام تو باد از جهان ناپدید

فراموش کردی تو سگزی مگر

کمان و بر مرد پرخاشخر

ز نیرنگ زالی بدین سان درست

وگرنه که پایت همی گور …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲۸

 

…  خودکامه جنگی بدید آن درنگ

که رستم همی دیر شد سوی جنگ

بدو گفت کای سگزی بدگمان

نشد سیر جانت ز تیر و کمان

ببینی کنون تیر گشتاسپی

دل شیر و پیکان …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی