گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱

 

…  قرار

سر به صحرا دادهٔ زلف چلیپای که‌ای؟

چشم می پوشی ز گلگشت خیابان بهشت

در کمین جلوهٔ سرو دلارای که‌ای؟

نشکنی از چشمهٔ کوثر خمار خویش را

از خمار …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۴

 

…  خیابان باغ، فصل بهار

می‌چمید آن گراز پست‌شعار

بلبلی چند از قفای گراز

بر سر شاخ گل …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار » مثنویات

 

…  و اشعار تو ماند

شماره ۳: برو کار می‌کن، مگو چیست کار

شماره ۴: در خیابان باغ، فصل بهار

شماره ۵: دست خدای احد لم یزل

شماره ۶: یکی زیبا خروسی بود …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

اقبال لاهوری » اسرار خودی » در شرح اسرار اسمای علی مرتضی

 

…  ام

در جهان مثل گهر تابنده ام

نرگسم وارفته ی نظاره ام

در خیابانش چو بو آواره ام

زمزم ار جوشد ز خاک من ازوست

می اگر ریزد ز تاک من ازوست

خاکم …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » اسرار خودی » حکایت شیخ و برهمن و مکالمه گنگ و هماله در معنی اینکه تسلسل حیات ملیه از محکم گرفتن روایات مخصوصه ملیه می باشد

 

…  شو

بهر نشر بو پی گلچین مرو

زندگی بر جای خود بالیدن است

از خیابان خودی گل چیدن است

قرنها بگذشت و من پا در گلم

تو گمان داری که دور از …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » اسرار خودی » الوقت سیف

 

…  خویش

ساختی از دست خود زندان خویش

وقت ما کو اول و آخر ندید

از خیابان ضمیر ما دمید

زنده از عرفان اصلش زنده تر

هستی او از سحر تابنده تر

زندگی از …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » رموز بیخودی » در معنی اینکه یأس و حزن و خوف ام الخبائث است و قاطع حیات و توحید ازالهٔ این امراض خبیثه می کند

 

…  را

می رباید از دماغ افکار را

دشمنت ترسان اگر بیند ترا

از خیابانت چو گل چیند ترا

ضرب تیغ او قوی تر می فتد

هم نگاهش مثل خنجر می فتد

بیم چون …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » رموز بیخودی » در معنی اینکه مقصود رسالت محمدیه تشکیل و تأسیس حریت و مساوات و اخوت بنی نوع آدم است

 

…  کلیسا اسقف رضوان فروش

بهر این صید زبون دامی بدوش

برهمن گل از خیابانش ببرد

خرمنش مغ زاده با آتش سپرد

از غلامی فطرت او دون شده

نغمه ها اندر نی او …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » رموز بیخودی » در معنی اینکه بقای نوع از امومت است و حفظ و احترام امومت اسلام است

 

…  ئی

غنچه هائی از صبا نا خسته ئی

بر دمد این لاله زار ممکنات

از خیابان ریاض امهات

قوم را سرمایه ای صاحب نظر

نیست از نقد و قماش و سیم و زر

مال او …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » رموز بیخودی » عرض حال مصنف بحضور رحمة للعالمین

 

…  تو بینندهٔ ما فی الصدور

پردهٔ ناموس فکرم چاک کن

این خیابان را ز خارم پاک کن

تنگ کن رخت حیات اندر برم

اهل ملت را نگهدار از شرم

سبز کشت …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » محاورهٔ ما بین خدا و انسان

 

…  چراغ آفریدم

سفال آفریدی ایاغ آفریدم

بیابان و کهسار و راغ آفریدی

خیابان و گلزار و باغ آفریدم

من آنم که از سنگ آئینه سازم

من آنم که از زهر نوشینه …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » دانهٔ سبحه به زنار کشیدن آموز

 

…  تازه رسی ساخته اند

پاس ناموس چمن دار و خلیدن آموز

باغبان گر ز خیابان تو بر کند ترا

صفت سبزه دگر باره دمیدن آموز

تا تو سوزنده تر و تلخ تر آئی …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بیا که بلبل شوریده نغمه پرداز است

 

…  تیره نهاد

که هر چه هست چو ریگ روان به پرواز است

تنم گلی ز خیابان جنت کشمیر

دل از حریم حجاز و نوا ز شیراز …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » زبور عجم » لاله صحرایم از طرف خیابانم برید

 

…  صحرایم از طرف خیابانم برید

در هوای دشت و کهسار و بیابانم برید

روبهی آموختم از خویش دور افتاده …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » زبور عجم » چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما

 

…  چراغ لاله سوزم در خیابان شما

ای جوانان عجم جان من و جان شما

غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام

تا …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » زبور عجم

 

…  جم است : شراب میکدهٔ من نه یادگار جم است

لاله صحرایم از طرف خیابانم برید : لاله صحرایم از طرف خیابانم برید

سخن تازه زدم کس بسخن وا نرسید : سخن تازه …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » جاویدنامه » نوای سروش

 

…  را از دیده فروشستم

تقدیر امم دیدم پنهان بکتاب اندر

بر کشت و خیابان پیچ بر کوه و بیابان پیچ

برقی که بخود پیچد میرد به سحاب اندر

با مغربیان بودم …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » جاویدنامه » در حضور شاه همدان

 

…  جنیوا گذر کنی،

حرفی ز ما به مجلس اقوام باز گوی

دهقان و کشت و جوی و خیابان فروختند

قومی فروختند و چه ارزان فروختند»

شاه همدان

با تو گویم رمز باریک ای …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » جاویدنامه » غزل زنده رود

 

…  و جهانگیری است

سریر جم بطلب ، بوریا چه می جوئی

سراغ او ز خیابان لاله میگیرند

نوای خون شدهٔ ما ز ما چه میجوئی

نظر ز صحبت روشندلان بیفزاید

ز …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پس چه باید کرد؟ » قندهار و زیارت خرقه مبارک

 

…  مست یک بنده دریا مست

دل را به چمن بردم از باد چمن افسرد

میرد بخیابانها این لالهٔ صحرا مست

از حرف دلاویزش اسرار حرم پیدا

دی کافرکی دیدم در وادی بطحا …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » دل تو داغ پنهانی ندارد

 

…  تو داغ پنهانی ندارد

تب و تاب مسلمانی ندارد

خیابان خودی را داده ئی آب

از آن دریا که طوفانی …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳

 

…  آثار ننگ

در فسوس مال و زرگر دست ساید مرد را

جدول آب و خیابان چمن منظورکیست

زخم میدانهاکشد تا دل‌گشاید مرد را

یک تغافل می‌کند سرکوبی …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱

 

…  گل است

داغ بیطاقتی کاغذ آتش زده‌ایم

رفتن از خود چقدر سیر خیابان‌گل است

اشک ما موج تبسمکدهٔ شوخی اوست

شور شبنم نمکی از لب خندان‌گل …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۲

 

…  است

محو رنگینی گلزار تماشای توام

از نگه تا مژه‌ام عرض خیابان گل است

بسکه صد رنگ جنون زنده شد ازبوی بهار

دم عیسی خجل از جنبش دامان‌گل …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳

 

…  شده است

در دل آب به این رنگ چمن پیراکیست

که رگ کوچهٔ هرموج خیابان شده است

صفحهٔ آب چه حیرت رقمیها دارد

مفت نظاره‌که آیینه گلستان شده …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰۵

 

…  اوهام

نفس‌واری هوایی کرده‌ام طرح

سراسر تازه گلزار خیالم

خیابان رسایی کرده‌ام طرح

هوای وعدهٔ دیدار گرم است

قیامت مدعایی کرده‌ام …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۳

 

…  از پرواز شوق

غنچهٔ دل در برم تا کوی جانان بشکفد

می‌توان با صد خیابان بهشتم طرح داد

یک مژه چشمی که بر روی عزیزان بشکفد

تا قیامت در کف خاکی که نقش …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۶ - فی المدیحه

 

…  اندر نفیر

از نهیبش یک زمین لشکر حنین اندر حنین

از قدش وصفی خیابان در خیابان نارون

از رخش مدحی گلستان در گلستان یاسمین

موکبش در دشت هیجا چون‌ …


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۷ - و له من‌ کلامه

 

…  جز جانان ابا دارد همی

ویحک از بالای دلبندش که چون پوشد قبا

صد خیابان نارون در یک قبا دارد همی

وقف خوبان ‌کرده قاآنی مگر گفتار خویش

کاینهمه زیشان …


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۴ - د‌ر مدح خاتم انبیا محمد مصطفی و امام عصر عجل الله فرجه و ستایش محمدشاه غا‌زی و جناب حاجی میرزا آقاسی گوید

 

…  چه نهری چند و از هرس

سوی شهر و قرا جاری چنان‌کاحکام دیوانی

خیابانی بنا فرمود گرداگرد دریاچه

که می‌رقصد درختانش ز سیرابی و ریّانی

ولی‌مشکل …


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۸۷ - مسجد سلیمان

 

…  ویران «‌عبادان‌» که بد ضرب‌المثل

این زمان شهریش پر قصر و خیابان کرده‌اند

دکهٔ آهنگریشان‌، دهشت افزاید از آن

کز دو پاره کوه آهن پتک و سندان …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۸۴ - از زندان شاه

 

…  به بالین سرم قرار گرفته

بانگ سگانم برآورند ز بالین

هست خیابان ز هول‌، بیشهٔ ارمن

بنده چو بیژن در آن و خواب چو گرگین

وز در دیگر صدای پای …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قطعات » شمارهٔ ۷۲ - در هجو یکی از زن‌های تهران

 

…  و قربده و دنبلی …

برگرد کمان و دف و تار می کشند

هرکس که نیم‌شب ز خیابان گذرکند

او را میان خانه به اصرار می کشند

کف می‌زنند وهلهله بسیار می کنند

می …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » مثنویات » شمارهٔ ۴۷ - کلبه بینوا!

 

…  با مردمان کم‌نشسته‌است و خاست

نیامخته خویی که مخلوق راست

خیابان‌ندیده‌است‌و غوغای شهر

ز سور و ز ماتم نبرده است بهر

به‌ عقل غریزیش کم‌خورده …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » ترکیبات » شب زمستان

 

…  با چهر عبوس از ابر بیرون آمده

بهر تفتیش سیه‌روزی این ماتمکده

در خیابان منعکس گشته به سطح یخ‌زده

زیر دیواری یتیمی گرسنه چنگل زده

هم به پهلویش سگی زار و …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » ترجیعات » خون خیابانی

 

…  و مسلمانی ایران

کشتند بزرگان را و ابقا ننمودند

بر شیخ حسین و به خیابانی ایران‌

گر خون خیابانی مظلوم بجوشد

سرتاسر ایران کفن سرخ بپوشد

کشت ‌آن‌ حسن …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » در صفت محبس تأمینات

 

…  در قصیده‌ای کم و بیش

شرح این‌های‌وهوی‌رازین پیش

نوک خیابان وسیع‌ترگشته

رفت و آمد سریع‌ترگشته

گشت گوشم کر از ترنک ترنک

مغزم آشفت ‌از این …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » سیل در اصفهان

 

…  سی‌وسه چشمه را سیلاب

وز دو بازوی پل برون زد آب

سیل افتاد در خیابان‌ها

پای دیوارها و ایوان‌ها

از دو سو بسته شد طریق مجال

راه باغ ز رشک و طاق …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » حکایت گراز

 

…  خیابان باغ‌، فصل بهار

می‌چمید آن گراز پست شعار

بلبلی چند از قفای گراز

بر سر شاخ گل …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » خطاب به دروغگویان مصلح نما

 

…  هشتند زیر بار خراج

خانهٔ خاص و عام ویران کشت

همهٔ خانه‌ها خیابان گشت

دکهٔ پیر زال شد میدان

لیک میدان مشق شد دکان

کاخ پیر عجوز تل کردند

پس …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان » شرح تفتیش کردن مأمورین دولت در راه

 

…  که در بند سیم و زر باشد

به رعایا کیش نظر باشد؟

راهی ار سازد و خیابانی

کارگاهی و کاخ و ایوانی

همه از بهر سود خویش‌ کند

یا زبهر نمود خویش کند

تا از …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » ترجیعات

 

…  است

دوز و کلک انتخابات: ماه مشروطه در این ملک طلوعیدن کرد

خون خیابانی: در دست کسانی است نگهبانی ایران

وارث طهمورث و جم: خیزکز مشرق عیان گردید …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان

 

…  دل برپا شد

در عقل و علم: خرد و داد و راستی کرم است

حکایت گراز: در خیابان باغ‌، فصل بهار

خطاب به دروغگویان مصلح نما: ای درآورده بازی اصلاح

در مذمت ظلم و …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱

 

…  ما

گر چه در نظم جهان کاری نمی آید ز ما

از حدیث راست، سرو این خیابانیم ما

زنده از ما می شود نام بزرگان جهان

این ریاض بی بقا را آب حیوانیم ما

هر که با …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵

 

…  شوق تماشای رخت

گر به صد دیده بینا نگرانیم ترا

فارغیم از هوس سیر خیابان بهشت

تا به آن قامت رعنا نگرانیم ترا

نیست مانع در و دیوار نظربازان را

چون شرر در …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۸

 

…  نمکدانی را؟

عالم خاک، برومند ز بالای تو شد

بهر یک سرو دهند آب، خیابانی را

خبرش نیست که آیینه ز طوطی چه کشید

به سخن هر که نیاورد سخندانی را

در …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۴

 

…  و ریشه ما

پیش خم گردن خود کج نکند شیشه ما

عالم از جلوه معنی است خیابان بهشت

که نسیم سحر او بود اندیشه ما

قبضه خاک کجا دامن ما را گیرد؟

گردبادیم که در …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۰

 

…  بس که ریخته است اختر شکوفه به خاک

نشان ز کاهکشان می دهد خیابان ها

ز پرده پوشی برگ شکوفه، گردیده است

مثال لیلی چادر گرفته، بستان ها

ز رشته ای …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۲

 

…  درد گرفتاریم یکی

پیوند دیگرست به هر جای او مرا

چون آب سر دهد به خیابان باغ خلد

در هر نظاره قامت رعنای او مرا

خون هزار بوسه به دل جوش می زند

از دیدن …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۳

 

…  تمنای تو ما را

سر داد به فردوس تماشای تو ما را

خوشتر ز تماشای خیابان بهشت است

هر جلوه ای از قامت رعنای تو ما را

چون سایه که سر در قدم سرو گذارد

محوست …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵۸

 

…  ها

زان روز که سرو او در باغ خرامان شد

خمیازه آغوش است گلشن ز خیابان ها

بی تابی دل افزود از دست نگارینش

دریا نشود ساکن از پنجه مرجان ها

در گوشه …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶۷

 

…  خودپسندان نور بینش توتیاست

دیو این خاک سیه دل واله روی خودست

در خیابان رعونت نیست رسم امتیاز

هر نهالی عاشق بالای دلجوی خودست

هیچ فردی در پی اصلاح خوی …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶۸

 

…  عمری کز لباس زنگ بیرون آمدم

طشت آتش بر سرم از منت خاکسترست

از خیابان بهشتم خار در دل می خلد

کوچه باغ زلف را آب و هوای دیگرست

سهل باشد بردن داغ کلف از …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۵

 

…  چشمی بیگناه افتاده است

اشک شور من نمک در دیده اختر زده است

صد خیابان سرو، پا انداز نخل سرکشت!

با تن تنها مکرر بر صف محشر زده است

جوش غیرت می زند خون …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵۱

 

…  گریبان گل است

هر سر خاری چو مژگان گهربار آمده است

از شکوفه هر خیابانی کهکشانی گشته است

صد هزاران اختر مسعود سیار آمده است

از فروغ لاله و گل گشته یک …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶۷

 

…  شد علم در وادی آزادگی

هر که از باغ جهان چون سرو دامان چیده است

از خیابان بهشت آید برون پوشیده چشم

هر که گل از رخنه چاک گریبان چیده است

شوربختی بین که با …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۳

 

…  بهشت

هر که دارد قامت رعنای او را در نظر

می رود دایم سراسر در خیابان بهشت

دور باش ناز اگر نزدیک گذارد مرا

می توان گل چیدن از سیمای دربان بهشت

ای …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۷

 

…  واجب می کند بر خلق دیدارت

تو با آن قامت رعنا به هر گلشن که بخرامی

خیابان می کشد چون سرو قد از شوق رفتارت

ز شیرینی سرشک شمع نقل انجمن گردد

به هر محفل که …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۱

 

…  گل است

خار گل می شود از پرتو روشن گهران

مژه در دیده خونبار خیابان گل است

نفس از سینه مجروح شود صاحب فیض

خرج باد سحر از کیسه احسان گل است

ناتوانان …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۷۹

 

…  دم شمشیر بود

می پرستی که لب جام مکیدن دانست

نگشاید دلش از سیر خیابان بهشت

هر که در کوچه آن زلف دویدن دانست

نتوان داشت به زنجیر ز مژگان او را

طفل اشکی …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۶

 

…  بر سر خشت؟

هر که قالب تهی از جلوه قد تو کند

راست چون سرو برندش به خیابان بهشت

آن که بر خرمن ما سوختگان آتش زد

دانه خال تو بر آتش یاقوت برشت

مهر برداشت ز …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۰

 

…  دل هزار زخم نمایان نداشته است

یک گل زمین هزار خیابان نداشته است

کنعان ز آب دیده یعقوب شد خراب

ابر سفید این همه باران نداشته است

جز …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹۸

 

…  کان آینه است

خاکش به چشم اگر به دو عالم نظر کند

آن را که چاک سینه خیابان آینه است

صائب مگر به مرهم زنگار به شود

داغی که از صفا به دل و جان آینه …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۷

 

…  که جسته است؟

این شعله آه از جگر چاک که برخاست؟

این سرو خرامان ز خیابان که جسته است؟

دل رو به قفا می رود امروز دگر بار

از دام سر زلف پریشان که جسته …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۹

 

…  نمکینی است

شام از شکن زلف گرهگیر تو چینی است

از زخم تو هر سینه خیابان بهشتی است

از داغ تو هر پاره دل زهره جبینی است

آبی که ازو خضر حیات ابدی یافت

از …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷۴

 

…  مرا حق نفس بر همه کس هست

اندیشه آزاد شدن فال غریبی است

آن را که خیابان گل از چاک قفس هست

گلبانگ نشاط از دل مجنون نشود کم

چندان که درین بادیه آواز جرس …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۱

 

…  به قدر مد احسان است

از سینه گرم آه پیرایان

تا باغ بهشت یک خیابان است

عزلت طلبی که نام می جوید

دامی است که زیر خاک پنهان است

هرگز دل اهل عشق بی غم …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵۰

 

…  گلستان را نهال قامتش آباد کرد

باغبان چندین خیابان سرو را آزاد کرد

سنگ را در ناله می آرد وداع دوستان

بیستون فریادها در ماتم فرهاد …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴۵

 

…  ام

گر شوم در سنگ پنهان، چون شرارم می کشد

شد نمایان زخمم از سیر خیابان بهشت

دل به سیر کوچه باغ زلف یارم می کشد

چون توانم پای در دامن چو بیدردان …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۳۶

 

…  حادثات

آب گوهر را کجا سیلاب دیگرگون کند؟

می کند در خانه گلگشت خیابان بهشت

هر که صائب می تواند مصرعی موزون …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷۵

 

…  کف ساغر صهبا فکند

آنچنان کز خط کشیدن صفحه باطل می شود

جلوه او یک خیابان سرو را از پافکند

چون سپند آید سویدا در دل عاشق به رقص

پرده تا از روی خود آن آتشین …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۸

 

…  در کف دست سلیمان می شود

سروها چون سبزه خوابیده می آید به چشم

در خیابانی که قد او خرامان می شود

آب و رنگ چهره او را اگر قسمت کنند

بی سخن گلگونه چندین …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۱۳

 

…  مغلوب شد تخت سلیمان می شود

سرو را از طوق در زنجیر قمری می کشد

در خیابان که قد او خرامان می شود

روی آتشناک او در پرده شرم و حیا

در سرمستی چراغ زیر دامان …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵۵

 

…  گوشه ابرو باشد

دلش آویخته پیوسته به یک مو باشد

نکشد دل به تماشای خیابان بهشت

هرکه را در نظر آن قامت دلجو باشد

خط آن پشت لب از چهره خوشاینده ترست

سبزه را …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۶۰

 

…  شمع هر مجلس

چو سنگ آتش مادر جگر نهان باشد

برون ز عالم گل عشق را خیابانهاست

که سرو کوته آن عمر جاودان باشد

نتیجه نفس گرم عندلیبان است

که عمر شبنم …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۵۴

 

…  ازآهم ای بهشت وجود

که عود مجمر آزادگان ندارد دود

تو از کدام خیابانی ای نهال بهشت

که در رکاب تو آمد قیامت موعود

مبین به چشم حقارت به هیچ خصم ضعیف

که …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸۸

 

…  بود شمع مزارش

هر سوخته جانی که طلبکار تو باشد

هر چاک قفس از تو خیابان بهشتی است

خوش وقت اسیری که گرفتارتو باشد

سیلاب قیامت به نظر موج سراب است

آن را …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹۸

 

…  که ز تیغ تو مرا برسپرآمد

بیش از همه زخمی به جگر کارگر آمد

راهش به خیابان حیات ابدافتاد

عمری که به اندیشه زلف توسرآمد

در دیده خورشیدسیه کردجهان را

خطی …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳۱

 

…  خوردن از مژگان خونخوارش

به هر گلشن که آن شمشاد قامت درخرام آید

خیابان می کشد چون سروقد ازشوق رفتارش

سفید از گریه شد چون قند بادام سیه چشمان

زخط سبز …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴۸

 

…  قزوین و باغ شاه و گلگشت خیابانش

که از آیینه پیشانی صبح است میدانش

گلش بار نسیم صبحگاهی برنمی تابد

نفس دزدیده …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۵۲

 

…  هر گلشن که آن سرو خرامان جلوه گر گردد

نمی آید بهم تا حشر آغوش خیابانش

زبان العطش گویی است هر گردی کز او خیزد

به خون عاشقان تشنه است از بس خاک …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۲۲

 

…  فلاخن کند ترازو را

اگر به خانه زین بنگرد زلیخایش

(فتدرهش به خیابان عمر جاویدان

چو سایه هرکه تواند فتاد درپایش )

مرا به گلشن جنت چه می بری …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۶۷

 

…  گران است بردلم

این خار را نگرکه گرفته است خوی گل

از چاک سینه سیر خیابان گل کند

آن را که بی نیاز ز گل ساخت بوی گل

آبی نزد بر آتش بلبل درین بهار

خالی است …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳۷

 

…  چو گهر سیرابم

در دل بحرم اگر بر لب ساحل باشم

عالم از جلوه یارست خیابان بهشت

من به یک دیده حیران به که مایل باشم؟

همه اجزای جهان محمل معشوق من است

من …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۷۲

 

…  بیابانیم

به کوی عشق ز نقش قدم فتاده تریم

و گرنه در گذر خود ، فلک خیابانیم

ز برگریز خزان پای ما نمی لغزد

که در ثبات قدم سرو این خیابانیم

ازان ز ما همه …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۲۰

 

…  نیلوفر نمی باشد

بر آن رخسار چشم آسمان گون را تماشا کن

اگر میل خیابان بهشت جاودان داری

نظر بگشای آن بالای موزون را تماشا کن

نگه را می کند خوناب حسرت …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۳۰

 

…  خانه نگهدار من و همسفر من

زان زخم نمایان که ز تیغ تو ربودم

افتاد خیابان بهشت از نظر من

در حسرت یک مصرع پرواز بلندست

مجموعه برهم زده بال و پر من

مکتوب …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۵۷

 

…  زیر و زبر

تیغ را سازد علم چون غمزه جادوی او

می رود دایم سراسر در خیابان بهشت

هر که را زخم نمایانی است از بازوی او

می زند چون گل دو عالم موج آغوش امید

تا …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۴۰

 

…  خود را نکرد راست

افتاد چشم هر که به طرف کلاه تو

در چشم اهل دید، خیابان جنت است

هر چاک سینه ای که شود شاهراه تو

فردا چه خاکهای ندامت به سر کند

امروز هر …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۴۹

 

…  بازار کاینات

جز آفتاب دیده وری یافتی بگو

زین تیره خاکدان به خیابان باغ خلد

غیر از شکاف سینه دری یافتی بگو

در حلقه وجود که گرداب فتنه است

جز چشم یار …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۱۳

 

…  خور خوان صبحگاه

از اشتیاق جلوه آن آفتاب رو

قد می کشد چو سرو، خیابان صبحگاه

دایم به روی خلق در فیض باز نیست

غافل مشو ز چاک گریبان صبحگاه

عمر دوباره …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۴۵

 

…  دو هفته که دفتر گشاده است شکوفه

چگونه فرق کند کوچه را کسی ز خیابان؟

که همچو برف به هر جا فتاده است شکوفه

هوا گرفته ز باغ وجود، فر جوانی

شگفت نیست …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۵۹

 

…  عالم می کشی

چاشنی گیر لب لعل شکرخای که ای؟

چشم می پوشی ز گلگشت خیابان بهشت

در کمین جلوه سرو دلارای که ای؟

نشکنی از چشمه کوثر خمار خویش را

از …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷۸۹

 

…  از شعله فطرت

ندارد آسمان امروز چون من نکته پیرایی

به دیوان خیابانش سراسر گشته ام صائب

ندارد بوستان چون مصرع من سرو …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۲۱

 

…  توان کرد چو شمع

نخورد کودک ما شیر ز پستان کسی

زاهد بی مزه و سیر خیابان بهشت

من سودازده و چاک گریبان کسی

به دمی آب که دل سوخته ای آساید

خشک مغزی مکن ای …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۸۵

 

…  است به ترتیب لشکر خط و خال؟

تصرف دل ما را بس است ایمایی

برآورد ز خیابان خلد سر صائب

کسی که رفت به یاد بلند …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » مطالع

 

…  می نهد آینه بر زانوی خویش

صنوبر قامتی کز خاک می روید گرفتارش

خیابان می کشد چون سرو قد از شوق رفتارش

در آن محفل که برخیزد نقاب از روی گلپوشش

سپند از …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » ذ-ل

 

…  به عالم روی تابانش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۸: خوشا قزوین و باغ شاه و گلگشت خیابانش

غزل شمارهٔ ۴۹۴۹: بلا جویی که من دارم نظر برچشم فنانش

غزل شمارهٔ ۴۹۵۰: چگونه …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳ - در مدح حضرت رضا(ع)

 

…  است

هر که اینجا از هجوم زایران یابد فشار

می رود فردا سراسر در خیابان بهشت

هر که را امروز افتد در خیابانش گذار

هر که باشد در شمار زایران درگهش

می …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۶ - در مدح شاه سلیمان و تاریخ بنای عمارت هشت بهشت

 

…  بال و پر خود بیش از پا می کشد

گر دهد طاوس را در گلشنش ره باغبان

از خیابان پر از گلهای رنگارنگ او

داغها دارد ز انجم بر سراپا کهکشان

در نظرها از سواد قطعه …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی