گنجور

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » در ستایش شاه بودلف گوید

 

...  ز جان آفرین شاه را

که زیباست مر خسروی گاه را

شه ارمن و پشت ایرانیان

مه تازیان ، تاج شیبانیان

ملک بودلف شهریار زمین

جهاندار ارّانی پاک ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » آغاز داستان

 

...  به شاهنشهی

فرستاد نزد شهان آگهی

به روم و به هندوستان و به چین

به ایران و هر هفت کشور زمین

که با رأی ما هر که دل کرد راست

بجویند جمشید را تا کجاست

گرش ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » آمدن ضحاک به مهمانی اثرط و دیدن گرشاسب را

 

...  به گاه

به دشت آر گرشاسب را با سپاه

که تا زین دلیران ایران، هنر

ببیند چو گردند با یکدگر

سواری او نیز ما بنگریم

به میدان هنرهای  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » هنرها نمودن گرشاسب پیش ضحاک

 

...  از اژدها کینه جست

گر این کار گردد به دست تو راست

در ایران جخان پهلوان تراست

پراکنده گشتند هر کس که بود

سپهبد شد و ساز ره کرد  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » رفتن گرشاسب به نزد ضحاک

 

...  فروریخت مهراج زر

به خروار دینار و درّ و گهر

سراسر به گرشاسب و ایرانیان

ببخشید و آنکس که ارزانیان

یکی هفته زینسان به بزم شهی

همی کرد هر روز گنجی ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » نامه فرستادن گرشاسب به نزد بهو

 

...  شد هم به کین هم به پند

ز گرشاسب گرد جهان پهلوان

سپهدار ایران و پشت گوان

به نزدیک آنکش خرد نیست بهر

بهو کاردار سرندیب شهر

تو ای زاغ چهر ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » جنگ اول گرشاسب با لشکر بهو

 

...  بیشه بُد گفتی از آبنوس

همه شاخش الماس و بر سندروس

دلیران ایران برون تاختند

جدا هر یکی جنگ برخاستند

ز یک دست بهپور و اجرا به هم

ز دست دگر میتر و ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » جنگ دوم گرشاسب با سالاران بهو

 

...  گرفت

چکاکاک خنجر به گردون رسید

ز هندوستان خون به جیحون رسید

هر ایرانیی در کمد و کمین

کشیدی همی هندوی بر زمین

تو گفتی که شیرند در کارزار

همی دیو گیرند ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » پیغام بهو به نزدیک گرشاسب

 

...  سرش

ببخشم به تو گنج و هم افسرش

از آن پس سپه سوی ایران برم

به کین تاختن های شیران برم

کنم جایِ ضحاکِ جادو تهی

گرم  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » رزم سوم گرشاسب با خسرو هندوان

 

...  تو شه دلفروز منست

کنون آن گه آرم ز زین باز پای

کز ایرانیان کس نماند به جای

زره پوش و بر گستوان دار گرد

دو ره صد هزار از  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » رزم چهارم گرشاسب با هندوان

 

...  رشته های گهر

وز اینروی مهراج بر تیغ کوه

به دیدار ایرانیان با گروه

زده پیل پیکر درفش از برش

ز یاقوت تخت ، از گهر  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » پاسخ دادن بهو مهراج را

 

...  بیشه و دشت و کوه

نهادند سرها گروه ها گروه

دلیران ایران هر آنکس که بود

پی گردشان برگرفتند زود

نهادند جنگی  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » رفتن گرشاسب به زمین سرندیب

 

...  روز مهراج گردنفراز

بسی کشتی آورد هر سو فراز

به ایرانیان داد کشتی چو شست

دگر کشتی او با سپه بر نشست

ز کشتی شد آن آب ژرف ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » خبر یافتن پسر بهو از کار پدر

 

...  به هم

سبک بست گرشاسب کین را میان

همان شست کشتی از ایرانیان

همه خنجر و نیزه برداشتند

ز کیوان غو کوس بگذاشتند

چنان  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » برگشتن پسر بهو به زنگبار

 

...  لشکرش نیز

نهان کرده ها بر کشید از مغاک

به گرشاسب و ایرانیان داد  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » صفت جزیره دیگر

 

...  ز سنگ

بسی بود هر گونه از رنگ رنگ

هم از میوه هایی که خیزد خزان

کز ایرانیان کس نبد دیده آن

یکی بیشه دیدند گند آب و نی

که آن آب مستی نمودی چو می

ازو هر که ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » آمدن گرشاسب به جزیره هرنج

 

...  و ز شمشیر وز درع نیز

همیدون طرایف ز هر گونه چیز

دگر داد چندان به ایرانیان

که گفتن به صد سال نتوانی آن

وز آنجای خرّم دل و راهجوی

به سوی جزیری نهادند ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » صفت جریزه دیو مردمان

 

...  راه است

کشان رأی چندان به آهن چراست

چو کشتی مهراج و ایران گروه

بدیدندی از تیغ آن بُزز کوه

گهرهای کانی از اندازه  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » شگفتی جزیره ای که استرنگ داشت

 

...  و پر گاومیش

از آن گاومیشان همه دشت و غار

فکندند ایرانیان بی شمار

بجز هندوان هر که خورد از سپاه

که خوردنش هندو شمارد  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » شگفتی جزیره قالون و جنگ گرشاسب با سگسار

 

...  یکی نابیوسان نبرد

که دریا همه خون شد دشت گرد

هر ایرانیی تاختند از کمین

فکندند از ایشان یکی بر زمین

شد از تف تیغ آب ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بازگشت گرشاسب از هند به ایران

 

...  از آن پـــــس برآراست کار

شدن سوی ایران بَـــــــــر شهریار

بــــــــرون رفت مهراج با او به هم

همی رفت یکی هفته ره بیش و ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » رفتن گرشاسب به درگاه شاه روم و کمان کشیدن

 

...  دیدن شاه شد

به نزد سیه پوش در گاه شد

بدو گفت کز خانه آوارده ام

ز ایران یکی مرد بیواره ام

به پیوند شاه آمدم آرزوی

بخواهم کشیدن کمان پیش اوی

جدا هر کسش ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » آمدن ضحاک به دیدن گرشاسب و صفت نخچیرگاه

 

...  کوهش ازآهن گونه گون

سلیحست آویخته سرنگون

یکی مرد فرزانه زایران زمین

چنین گفت با پهلوان گزین

که گر سیر برسنگ آهن ربای

بمالی،نیاهنجد آهن ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » رفتن گرشاسب به جنگ شاه لاقطه و دیدن شگفتی ها

 

...  بزرگ

غَو مهره و کوس بگذشت از ابر

دم نای بدرید گوش هژبر

دلیران ایران به کین آختن

گرفتند هر سو کمین ساختن

ز خون رخ به غنجار بندود خور

ز گرد اندر آورد ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » رسیدن گرشاسب به جزیره قاقره

 

...  کوس و نای نبردی بخاست

زمین گرد شد گشت با چرخ راست

نبد راه ایرانیان زی گریغ

ز پس موج دریا بدون پیش میغ

بکردند رزمی گران بس شتاب

به خون بر زمین شد ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » آگاهی شاه قیروان از رسیدن گرشاسب

 

...  مرز افریقیه با سپاه

چو آمد، شد این آگهی نزد شاه

که ضحاک از ایران سپاهی به جنگ

فرستاد و، اینک رسیدند تنگ

همانا که افزون ز پنجه هزار

سواراند کین ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » جنگ در شب ماهتاب

 

...  تاخت مانند کوهی روان

همی زد چپ و راست شمشیر تیز

فکند اندر ایرانیان رستخیز

سپهبد به زیر درختی به کین

بد استاده، چون دید جست از کمین

گرفتش دم اسپ ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » نامه گرشاسب به شاه قیروان

 

...  این بارگاه ترا

تنت پیش جنگال شیران برم

سرت بر سنان سوی ایران برم

به قرطاس بر شد پراکنده حرف

بسان صف ماغ بر سوی برف

چو نامه ز خامه به پایان ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » برون آوردن شاه قیروان لشگر به جنگ

 

...  روز

به خاور شتابید گیتی فروز

ز خیل فریقی نبد مانده کس

یکی بود از ایرانیان کشته بس

خروش درای و غو نای و کوس

برآمد ز ایرانیان برفسوس

شه قیروان رخ پر از ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » پذیره شدن شاه روم گرشاسب را

 

...  از بهر ضحاک یک ساله نیز

بدو داد باژ و ز هرگونه چیز

ببخشید گنجی به ایران سپاه

برون رفت یک روزه با او به راه

ورا کرد بدرود و زاو گشت باز

سپهدار برداشت راه ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بازگشت گرشاسب به ایران

 

پذیره فرستاد بر چند میل

بر آراست گاه از بر زنده پیل

ز دیبا زده سایبان بر سرش

بزرگان پیاده به پیش اندرش

چو نزدیک شد شادمان رفت پیش

نشاندش سو …


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » قصه خاقان با برادرزاده

 

...  و هدیه ز گنج

دهم هـــر چه گویی، ندارم به رنج

ســــــــــزد شاه ایران اگر سرکشیت

که او را چـــــو گرد لشکر کشست

اگـــــــر خواهد از من شه نام ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » جنگ نریمان با تکین‌تاش

 

...  بخت هشیار یار منست

بدین دشت پیــــــــــکار کار منست

از ایرانی و زاولی هــــــــر که بود

بفرمود تا صــــــــــف کشیدند زود

چو صف زد زدورویه ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » رفتن گرشاسب به جنگ فغفور و دیدن شگفتی‌ها

 

...  با هدیه بسیار چیز

به پوزش پیامی نکو داده نیز

که دانم کز ایران به کین آمدی

به پیکار فغفور چین آمدی

من او را یکی بنده کهترم

نگهبان یک مرز ازین ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » نامه گرشاسب به فغفور چین

 

...  ام رزمساز

که از هر سویی لشکر آرد فراز

چو او در رسد ساز ایران کنم

همه بوم تا روم ویران کنم

فرستاده گر کشتن آیین بُدی

سرت را  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » جنگ نریمان با پسر فغفور چین

 

...  خواندش سپهدار زود

یل زاولی ده هزار از شمار

گزین کرد وز ایرانیان شش هزار

بدو داد و کارش همه کرد راست

بدو گفت کاین رزم دیگر تراست

نریمان  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » آگه شدن فغفور از کشتن پسر

 

...  تا بود یاورت

گه جنگ تنها بس او لشکرت

تو با او به پیکار ایرانیان

ببند از پی کین خاقان میان

بدین رزم اگرت آید از بخت راست

یکی نیمه از چین به ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » داستان قباد

 

...  جای

برو نزد او زود و پوزش فزای

قباد از بزرگی بر آشفت و گفت

به ایران و توران مرا کیست جفت

فریدون درشتم نگوید سخن

که یارد مرا گفت بردار کن

ز تو بی ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » خبر یافتن فغفور از کشتن جرماس و قلا

 

...  ، کنم صفّ کین ساخته

تو زآن سو بزن بر بُنه با سپاه

به شمشیر از ایرانیان کینه خواه

سپهبد ورا گشت از آن مِهر دوست

بدانست کز دل هواخواه اوست

بسی دادش ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » رزم گرشاسب با سالار فغفور

 

...  لشکر ز پیکار گشتند باز

طلایه همی گشت شیب و فراز

همه شب ز بس بیم ایرانیان

نیارست ترکی گشادن میان

همی هر کس از ترس آتش فروخت

یکی خسته بست و یکی کشته ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » جادویی کردن ترکان بر ایرانیان

 

...  بی اندازه پرّنده مار

به افسونگری بر سر تیغ کوه

شدند از پس پشت ایران گروه

همی مار کردند پرّان رها

نمودند ار ابر اندرون اژدها

تگرگ آوریدند با باد ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » داستان دهقان توانگر

 

...  باچیز و با فرهیست

مه ده منم و این ده ایدر مراست

از ایران پدر مادرم از کجاست

خداوند این کشتورز و گله

به من شاه چین  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » آمدن فغفور به جنگ نریمان

 

...  ز فغفور کآمد به جنگ

بیار است لشکر چو شد کار تنگ

به ایرانیان گفت گردان چین

هراسیده اند از شما روز کین

نباید که امشب  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » رسیدن گرشاسب به نزد نریمان و گرفتاری فغفور

 

...  چنگ شیر

که مردم کشیدندی از باره زیر

گرفتند گردان ایران و چین

کمان های زنبوری و چرخ کین

ز شاهین و طیاره بر هر گروه

همی  ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » رزم دیگر گرشاسب با شاه طنجه

 

...  زدش و با اسپ برهم فکند

که از زورش اندر زمین خم فکند

دلیران ایران پسش هر که بود

به زین کوهه بر سر نهادند زود

گرفتند هر سو رَهِ کارزار

فکنده شد از ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » جنگ دیگر گرشاسب با شاه طنجه

 

...  سیمرغ بگریخت از کوه قاف

تن افکند بر قلب لشکر به کین

دلیران ایران پسش هم چنین

چنان جنگ بر جنگیان تیز شد

که دست و گریبان هم آویز شد

تو گفتی ز خون ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » باز گشت گرشاسب به ایران ص۳۹۸

 

...  ایران سوی شاه با فرّهی

چو آمد به شاه کیان آگهی

پذیره شدش منزلی بیش و کم

نشست از بر تخت ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی
 

اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه

 

...  شگفتی ها

بازگشت گرشاسب و صفت خواسته

بازگشت گرشاسب از هند به ایران

داستان شاه روم و دخترش

در صفت سفر

رفتن گرشاسب به شام

آمدن دختر قیصر به دیدار ...


متن کامل شعر را ببینید ...

اسدی توسی