گنجور

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۱۸ - سگالش نمودن اسکندر بر جنگ دارا

 

…  باز جست

از آنجا که روز جوانیش بود

تمنای کشور ستانیش بود

کمربند ایرانیان سست کرد

به ایران گرفتن کمر چست کرد

درختی که او سر برآرد بلند

به دیگر درختان …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۲۰ - خراج خواستن دارا از اسکندر

 

…  را

که حجت قوی بود بدخواه را

جهاندار دارا دران داوری

طلب کرد از ایرانیان یاوری

ز چین و ز خوارزم و غزنین و غور

زمین آهنین شد ز نعل ستور

سپاهی بهم کرد …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۲۴ - پاسخ نامه دارا از جانب اسکندر

 

…  براهیم ایزد شناس

کزان دین کنم پیش یزدان سپاس

که گر دست یابم بر ایرانیان

برم دین زردشت را از میان

نه آتش گذارم نه آتشکده

شود آتش از دستم آتش زده

چنین …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۲۷ - نشستن اسکندر بر جای دارا

 

…  بیدار کرد

بداد آنچه در پیشتر بودشان

دو چندان دگر در افزودشان

چو ایرانیان ان دهش یافتند

سر از چنبر سرکشی تافتند

نهادند سر بر زمین یک زمان

کله گوشه بردند …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۲۸ - ویران کردن اسکندر آتشکده‌های ایران زمین را

 

…  دین دهقان بر آتش نشست

بمرد آتش و سوخت آتش پرست

سکندر بفرمود که ایرانیان

گشایند از آتش پرستی میان

همان دین دیرینه را نو کنند

گرایش سوی دین خسرو …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۳۱ - فرستادن اسکندر روشنک را به روم

 

…  به شاهان گرفتار کن

به هر سو یکی را طرفدار کن

که ترسم دگر باره ایرانیان

ببندند بر خون دارا میان

درآرند لشگر به یونان و روم

خرابی درآید در آن مرز و …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی