گنجور

فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۴

 

…  با سپاهی گران

برفتند آگنده از کین سران

کشیدند لشکر به دشت نبرد

الانان دژ را پس پشت کرد

یکایک طلایه بیامد قباد

چو تور آگهی یافت آمد چو باد

بدو گفت نزد …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » داستان دوازده رخ » داستان دوازده رخ

 

…  مپای

که ما را سر از جنگ افراسیاب

نیابد همی خورد و آرام و خواب

الانان و غزدژ بلهراسب داد

بدو گفت کای گرد خسرو نژاد

برو با سپاهی بکردار کوه

گزین کن ز …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » اندر ستایش سلطان محمود » اندر ستایش سلطان محمود

 

…  یاد

بایران چو آمد بنزد زرسب

فرومایه‌ای دیدمش با یک اسب

بجنگ الانان فرستادیش

سپاه و درفش و کمر دادیش

ز چندین بزرگان خسرو نژاد

نیامد کسی بر دل شاه …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان

 

…  روی کشور نگهبان نشاند

چو ایمن شد از دشت لشکر براند

ز دریا به راه الانان کشید

یکی مرز ویران و بیکار دید

به آزادگان گفت ننگست این

که ویران بود بوم ایران …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۶۱

 

…  دگر

دلاور سواران پرخاشخر

بخواند و بسی هدیه‌ها دادشان

به راه الانان فرستادشان

بدیشان سپرد آن در باختر

بدان تا نیاید ز دشمن گذر

بدان سرکشان گفت …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

شهریار » حیدر بابا گلدیم سنی یوخلیام (قسمت دوم منظومهٔ حیدر بابا)

 

…  آلچالاری درردیک

قیش آدینا چیقوب دامدا سرردیک

هی ده چیقوپ یالانان چوندرردیک

قیش زومارین یایدا ییوب دویاردیق

بیر کلی ده منت خلقه قویاردیق

(۴۶) …


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار