گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۷ - در فقر و گوشه نشینی و گله از سفر

 

قلم بخت من شکسته سر است

موی در سر ز طالع هنر است

بخت نیک، آرزو رسان دل است

که قلم نقش بند هر صور است

نقش امید چون تواند بست

قلمی کز دلم شکسته‌ …


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۳ - در مدح سلطان مظفر الدین قزل ارسلان

 

لاف از دم عاشقان زند صبح

بی‌دل دم سرد از آن زند صبح

چون شعلهٔ آه بی‌دلان نقب

در گنبد جان ستان زند صبح

بازیچهٔ روزگار بیند

بس خنده که بر جهان …


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۴۴

 

عالمی بس دیو رای است ارنه من

نام حور دل فریبش کردمی

ارغوانش زعفران ساید همی

ور نسودی من عتابش کردمی

شهربانووار چون رفتی به راه

من عمروار احت …


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » آغاز داستان ویس و رامین

 

نوشته یافتم اندر سمرها

ز گفت راویان اندر خبرها

که بود اندر زمانه شهریاری

به شاهی کامگاری بختیاری

همه شاهان مو را بنده بودند

ز بهر او به گ …


متن کامل شعر را ببینید ...

فخرالدین اسعد گرگانی
 

فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » گفتاراندر زادن ویس از مادر

 

جهان را رنگ و شکل بیشمارست

خرد را بافرینش کارزارست

زمانه بندها داند نهادن

که نتواند خرد آن را گشادن

نگر کاین دام طرفه چون نهادست

که چونا …


متن کامل شعر را ببینید ...

فخرالدین اسعد گرگانی
 

کسایی » دیوان اشعار » سوگنامه

 

باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا

آراست بوستان را نیسان به فرش دیبا

آمد نسیم ِ سنبل با مشک و با قرنفُل

آورد نامهٔ گل باد صبا به صهبا

کهسار چون زمر …


متن کامل شعر را ببینید ...

کسایی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران » صفت قتل حسین‌بن علی علیه‌السّلام به اشارهٔ یزید علیه اللعنة

 

دشمنان قصد جان او کردند

تا دمار از تنش برآوردند

عمروعاص از فساد رایی زد

شرع را خیره پشت پایی زد

بر یزید پلید بیعت کرد

تا که از خاندان برآرد  …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثّالث: اندر نعت پیامبر ما محمّد مصطفی علیه‌السّلام و فضیلت وی بر جمیع پیغمبران » در صفت کربلا و نسیم مشهد معظّم

 

حبّذا کربلا و آن تعظیم

کز بهشت آورد به خلق نسیم

و آن تن سر بریده در گِل و خاک

وآن عزیزان به تیغ دلها چاک

وان تن سر به خاک غلطیده

تن بی‌سر بسی …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » جنگ تهمورث با دیوها » جنگ دیو و آدمی‌زاد

 

حربهٔ مردم فلاخن بود و سنگ

دیو را گرزگران ابزار جنگ

چون که دیو از آدمی گشتی ستوه

جانب آتش‌فشان جستی به کوه

آتش افشاندی به چنگ

شامگاهان کآد …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار