گنجور

فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۴

 

از آن پس برآمد ز ایران خروش

پدید آمد از هر سویی جنگ و جوش

سیه گشت رخشنده روز سپید

گسستند پیوند از جمشید

برو تیره شد فرهٔ ایزدی

به کژی گرایید و …


متن کامل شعر را ببینید ...

فردوسی
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱

 

شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد

زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد

گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن

که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد

ز انقلاب ز …


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱

 

دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد

کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد

خاک وجود ما را از آب دیده گل کن

ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد

این شرح بی‌نهایت کز …


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰

 

به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می

علاج کی کنمت آخرالدواء الکی

ذخیره‌ای بنه از رنگ و بوی فصل بهار

که می‌رسند ز پی رهزنان بهمن و دی

چو گل نقاب بر …


متن کامل شعر را ببینید ...

حافظ
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹۳

 

غدرالعشق فزلت قدمی

مزج‌الفرقة دمعی بدمی

و حنی‌القلب بما اورثنی

ندما فی ندم فی ندم

کرة الحجب وجودی و نی

اسفا لیت وجودی عدمی

و سقی‌الصب و ق …


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۲۰ - طلب کردن طغرل شاه حکیم نظامی را

 

چو داد اندیشه جادو دماغم

ز چشم افسای این لعبت فراغم

ز هر عقلی مبارک بادم آمد

طریق العقل واحد یادم آمد

شکایت گونه‌ای می‌کردم از بخت

که در با …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۶ - خطاب زمین بوس

 

ای عالم جان و جان عالم

دلخوش کن آدمی و آدم

تاج تو ورای تاج خورشید

تخت تو فزون ز تخت جمشید

آبادی عالم از تمامیت

و آزدی مردم از غلامیت

مولا شده …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۱۷ - پاسخ دادن بهرام ایرانیان را

 

چونکه خواننده خواند نامه تمام

جوش آتش برآمد از بهرام

باز خود را به صد توانائی

داد چون زیرکان شکیبائی

با چنان گرمیی نکرد شتاب

بعد از اندیشه ب …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » شرف نامه » بخش ۲۷ - نشستن اسکندر بر جای دارا

 

بیا ساقی آن خون رنگین رز

درافکن به مغزم چو آتش بخز

میی کز خودم پای لغزی دهد

چو صبحم دماغ دو مغزی دهد

کجا بودی ای دولت نیک عهد

به درگاه مهدی فر …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

نظامی » خمسه » خردنامه » بخش ۳۸ - وصیت نامه اسکندر

 

مغنی توئی مرغ ساعت شناس

بگو تا ز شب چندی رفتست پاس

چو دیر آمد آواز مرغان به گوش

از آن مرغ سغدی برآور خروش

چو باد خزانی درآمد به دشت

دگرگونه شد …


متن کامل شعر را ببینید ...

نظامی
 

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۴۱۱

 

گر تیغ برکشد که محبان همی‌زنم

اول کسی که لاف محبت زند منم

گویند پای دار اگرت سر دریغ نیست

گو سر قبول کن که به پایش درافکنم

امکان دیده بستنم ا …


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی
 

پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸

 

نفس گفتست بسی ژاژ و بسی مبهم

به کز این پس کندش نطق خرد ابکم

ره پر پیچ و خم آز چو بگرفتی

روی درهم مکش ار کار تو شد درهم

خشک شد زمزم پاکیزهٔ جان ن …


متن کامل شعر را ببینید ...

پروین اعتصامی
 

سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۲

 

در راه عشق ای عاشقان خواهی شفا خواهی الم

کاندر طریق عاشقی یک رنگ بینی بیش و کم

روزی بیاید در میان تا عشق را بندی میان

عیسی بباید ترجمان تا زند …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

وحشی » گزیده اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در ستایش میرمیران

 

آن را که خدا نگاهبان است

از فتنه دهر در امان است

هرکس شد از او بلند پایه

بیرون ز تصرف زمان است

صیاد تهی قفس نشنید

زان مرغ که سد ره آشیان است

ن …


متن کامل شعر را ببینید ...

وحشی
 

خاقانی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۶ - در مدح جلال الدین شروان شاه اخستان

 

خندهٔ سر به مهر زد دم صبح

الصبوح ای حریف محرم صبح

ناف شب سوخت تف مجمر روز

گوی زر یافت جیب ملحم صبح

به سر تازیانهٔ زرین

شاه گردون گرفت عالم صب …


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قطعات (گزیدهٔ ناقص) » شمارهٔ ۱۶

 

ای دلارای روزن زندان

دیدگان را نعیم جاویدی

بی‌محاق و کسوف بادی از آنک

شب مرا ماه و روز خورشیدی

همه سعدم تویی از آن که مرا

فلک مشتری و ناهیدی

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۵ - در ستایش اسب صاحب ناصر الدین و تخلص به مدح او

 

ای زرین نعل آهنین سم

ای سوسن گوش خیزران دم

ای باد صبا گرفته در گل

با آتش تو چو ساق هیزم

سیر تو به گرد خط ناورد

چون گرد سپهر سیر انجم

بر دامن ک …


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح مفخرالسادة مجدالدین ابوطالب نعمه

 

ای کلک تو پشت ملک عالم

وی روز تو عید دور آدم

هرچ آمده زیر آفرینش

زاندازهٔ کبریای تو کم

وقتی که هنوز آسمان طفل

آدم به طفیل تو مکرم

در سلسلهٔ ز …


متن کامل شعر را ببینید ...

انوری
 

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱

 

ما به ابد می‌بریم عشق ترا از ازل

در همه عالم که دید عشق چنین بی‌خلل؟

از سر من شور تو هیچ نیاید برون

گر چه سر آید زمان ور چه در آید اجل

هیچ کسم …


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۵

 

ای که ز آب زندگی لعل تو می‌دهد نشان

خیز و به دیده‌ام نشین، آتش دل فرو نشان

با همه جهد از آن کمر، هیچ نداشتم خبر

با همه سعی از آن دهن، هیچ نیافت …


متن کامل شعر را ببینید ...

فروغی بسطامی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » آیینه سکندری » بخش ۲ - در مدح شمس السلاطین علاء الدنیا و الدین

 

خرامان شو ای خامهٔ گنج ریز

به در سفتن الماس را دار تیز

سخن را چنان پایه بر کش به ماه

که بوسد به جرأت کف پای شاه

علاء دین اسکندر تاج بخش

زرفعت ب …


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹ - افسانه روزگار

 

قمار عاشقان بردی ندارد از نداران پرس

کس از دور فلک دستی نبرد از بدبیاران پرس

جوانی ها رجزخوانی و پیریها پشیمانی است

شب بدمستی و صبح خمار از م …


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار
 

سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵

 

ایا بی حد و مانندی که بی مثلی و همتایی

تو آن بی مثل و بی شبهی که دور از دانش مایی

ز وهمی کز خرد خیزد تو زان وهم و خرد در وی

ز رایی کز هوا خیزد تو د …


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

عبدالواسع جبلی » گزیدهٔ اشعار » قصاید » مدح - چنان که باد همی تخت جم کشید

 

بر ماه روشن از شب تاری علم کشید

وز مشک سوده بر گل سوری رقم کشید

زنجیره‌ای ز قیر و طرازی ز غالیه

بر عارض چو ماه و رخ چون بقم کشید

آشوب خ …


متن کامل شعر را ببینید ...

عبدالواسع جبلی
 

عبدالواسع جبلی » گزیدهٔ اشعار » قصاید

 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کن …


متن کامل شعر را ببینید ...

عبدالواسع جبلی
 

اقبال لاهوری » پیام مشرق » خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را

 

خیز و نقاب بر گشا پردگیان ساز را

نغمهٔ تازه یاد ده مرغ نوا طراز را

جاده ز خون رهروان تختهٔ لاله در بهار

ناز که راه میزند قافله نیاز را

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » زبور عجم » مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز

 

مانند صبا خیز و وزیدن دگر آموز

دامان گل و لاله کشیدن دگر آموز

اندر دلک غنچه خزیدن دگر آموز

موئینه به بر کردی و بی ذوق تپیدی

آنگونه تپیدی که ب …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پس چه باید کرد؟ » در اسرار شریعت

 

نکته ها از پیر روم آموختم

خویش را در حرف او واسوختم

مال را گر بهر دین باشی حمول

«نعم مال صالح’‘ گوید رسول

رومی

گر نداری اندر این حکمت نظر

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

اقبال لاهوری
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱۷

 

جمعی‌که پر به فکر هنر درشکسته‌اند

آیینه‌ها به زبنت جوهر شکسته‌اند

جرات‌ستای همت ارباب فقر باش

کز گرد آرزو صف محشر شکسته ‌اند

با  …


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵۳ - د‌ر تهنیت خبر بهبو‌دی محمدشاه غازی به فارس و شادمانی حسین‌خان نظام‌الدوله فرماید

 

زآستان خواجهٔ اعظم چراغ انجمن

پیکی آمد تیزگام و نیکام و خوش سخن

نامه یی ‌از خواجه‌ بر کف داشت ‌کز عنوان او

بُد هویدا آیت الطاف حقّ ذو …


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷۸ - د‌ر ستایش صدر اعظم در باب فتنهٔ باب گوید

 

صدر اعظم شد چو بخت شهریار از نو جوان

از نشاط آنکه شاه بی‌قرین رست از قران

چون سکندرشاه شد صاحبقران و خواجه خضر

کز حیات شاهش ایزد داد عم …


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۰ - وله ایضاً

 

دوش ‌که شاه اختران والی چرخ چارمین

کرد ز اوج آسمان میل به مرکز زمین

من ز پس ادای فرض اندر خانهٔ خدا

بر نهجی ‌که واردست از در شرع و ره دی …


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۶ - در ستایش شهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب‌الله ثراه گوید

 

ای زلف یار چرا آشفته و دژمی

همخوابهٔ قمری همسایهٔ صنمی

من رند نامه‌سیاه تو از چه روسیهی

من زیر بار غمم تو از چه پشت‌خمی

نی‌نی تو نی …


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

قاآنی » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ - در ستایش شاهزادهٔ رضوان و ساده نواب فریدون میرزا گوید

 

امروز ای غلام به از عیش‌ کار نیست

برگیر زین ز رخش که روز شکار نیست

تا می نگویی آنکه خداوند کاهلست

کان کاهلی که نز پی کارست عار نیست

ا …


متن کامل شعر را ببینید ...

قاآنی
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۸ - سفر نامه

 

به‌شهر ری شدم از دشت خاور

بدیدم کار ملک و کار کشور

بدیدم کشوری خالی ز مردم

همه دیوان فتاده یک به دیگر

دگرگونه شده کار ولایت

نه مهتر مانده ب …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » قصاید » شمارهٔ ۱۹۳ - جزر و مد سعادت

 

خواندیم در دفاتر و کردیم امتحان

کاز بعد هر غمی بود آسایشی نهان

چون شب تمام گردد روزی شود پدید

چون بگذرد بلیه رفاهی شود عیان

تاربخ روزگار سر …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » مثنویات » شمارهٔ ۵۷ - ترجمهٔ اشعار شاعر نگلیسی

 

به قسطنطنیه بتابید ماه

بلرزید از آن برج‌های سیاه

ز قرن‌الذهب ‌ساخت ‌سیمین کمند

مگر بگذرد زان بروج بلند

نگارا نگه کن که این نور پاک

دگر ب …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » آیینۀ عبرت » بخش اول - از کیومرث تا سربداران

 

پاسبانا تا به چند این مستی و خواب گران

پاسبان‌را نیست‌ خواب،‌از خواب‌ سر بردار، هان‌!

گلهٔ خود را نگر بی‌پاسبان و بی‌شبان

یک‌طرف گرگ دم …


متن کامل شعر را ببینید ...

ملک‌الشعرای بهار
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴۷

 

صحن گلزار ز گل کاسه پر خون شده است

لب جو از شفق گل لب میگون شده است

ابر چون بال پریزاد به هم پیوسته است

خاک تخت جم و گل تاج فریدون شده است

شده  …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵۰

 

نه تخت جم، نه ملک سلیمانم آرزوست

راهی به خلوت دل جانانم آرزوست

چندین هزار دیده حیرانم آرزوست

دیگر نظاره رخ جانانم آرزوست

تا چند در سفینه ت …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸۸

 

بر باد می دهد سر بی مغز چون حباب

هر کس برای کسب هوا سیر می کند

چون برگ کاه هرکه سبکروح می شود

صائب به بال کاهربا سیر می کند

از آه هر طرف دل ما  …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱۱

 

در رکاب برق دارد پای ،ایام نشاط

دربهار از کف مده چون شاخ گل جام نشاط

پیش هرکس پنبه غفلت برون آرد ز گوش

دربهار آوازه رعدست پیغام نشاط

خنده بر …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » ب-ت

 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کن …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۶ - در توصیف صفی آباد

 

می می چکد از آب و هوای صفی آباد

جامی است پر از باده بنای صفی آباد

اشرف که بهشت است ازو در عرق شرم

بالا نکند سر ز هوای صفی آباد

هر چند به اشرف ن …


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۱۰

 

تا دل ز توام به غم نشسته

جان در گذر عدم نشسته

بر خاک در تو من مقیم

مانند سگ حرم نشسته

هر کس که بدید حسن رویت

در خانه زهد کم نشسته

آن خط غبار  …


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳۱۲ - مدح علاء الدوله مسعود

 

گر چون تو به چینستان ای بت صنمستی

پشت شمنان خدمت او را بخمستی

آزادی اگر بنده بدی ار ز تو امروز

والله که همسنگ تو زر و درمستی

در خوبی اگر دعوی …


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

مسعود سعد سلمان » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۱۳۴ - خطاب به روزن زندان

 

ای دلارای روزن زندان

دیدگان را نعیم جاویدی

بی محاق و کسوف بادی زآنک

شب مرا ماه و روز خورشیدی

همه سعدم تویی از آنکه مرا

فلک مشتری و ناهیدی

 …


متن کامل شعر را ببینید ...

مسعود سعد سلمان
 

جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش ۳۵ - خردنامه اسکندر

 

سکندر که گنجینه راز بود

در گنج حکمت بدو باز بود

ز حکمت بسی گوهر شب فروز

کزو مانده پیداست بر روی روز

بیا گوش را قاید هوش کن

وز آن گوهر آویزه گ …


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

جامی » هفت اورنگ » خلاصه » خردنامه اسکندری » بخش ۱۳ - خردنامهٔ اسکندر

 

سکندر که گنجینهٔ راز بود

در گنج حکمت بدو باز بود

ز حکمت بسا گوهر شب‌فروز

کز او مانده پیداست بر روی روز

بیا گوش را قائد هوش کن

وز آن گوهر آوی …


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی
 

رشیدالدین میبدی » کشف الاسرار و عدة الابرار » ۷۶- سورة الانسان (الدهر)- مکیة » النوبة الثالثة

 

قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم جبّار توحّد فی آزاله بوصف جبروته و تفرّد فی آباده بنعت ملکوته. فازله ابده، و ابده ازله.  …


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین میبدی