گنجور

بخش ۳۲ - وصف غزال کوهی

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » شاه و درویش
 

در صف آهوان غزالی بود

کش عجب نازنین جمالی بود

عالم از بوی نافه‌اش مشکین

پیش او آهوی ختن مسکین

شوخ چشمی به غمزه شعبده‌باز

چشم شوخش تمام عشوه و ناز

گویی آن چشم شوخ در بازی

شوخ‌چشمی‌ست در نظربازی

گرچه بودند آهوان خیلی

بد گدا را به سوی او میلی

هر دم از مژه جای او می‌رُفت

هر نفس در هوای او می‌گفت

چشم او چشم شاه را مانند

آن بلای سیاه را مانند

نافه ی او که مشک چین دارد

بوی آن زلف عنبرین دارد

نفسش مشک‌بار می‌آید

زان نفس بوی یار می‌آید

من سگ آهویی که هر نفسی

خوش دلم می‌کند به یاد کسی

چون مرا نیست رنگی از رویش

لاجرم شادمانم از بویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام