گنجور

قطعهٔ شمارهٔ ۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » قطعات
 

چیست آن خسرو سیمین‌بدن زرین‌تاج؟

که به شب خانهٔ فولاد نشیمن دارد

چو ستون‌ست ولی از مدد خیمه بپاست

سیم‌گون‌ست ولی جامه ز آهن دارد

بته پیرهن آل عجب شاخ گلی‌ست!

که ازو خانهٔ ما زینت گلشن دارد

شاهد پرده‌نشینی‌ست که با روی چو ماه

در درون‌ست و برون را همه روشن دارد

گاهی از آتش دل شعله فتد در جیبش

گاهی از باد صبا چاک به دامن دارد

هست در خانه که از آن همه شب تا دم صبح

که غم سوختن و کشتن و مردن دارد

با تن سیمی کافور چو رخ افروزد

تاب آتشکده و تابش گلشن دارد

شمع طاوس مگر حل کند این مسئله را

که دل روشن او حکم دل من دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام