گنجور

غزل شمارهٔ ۹۵

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

کارم از دست شد و دل ز غمت زار افتاد

فکر دل کن، که مرا دست و دل از کار افتاد

بهتر آنست که چون گل نشوی هم‌دم خار

چند روزی که گل حسن تو بی خار افتاد

می‌رود خون دل از دیده ولی دل چه کند؟

که مرا این همه از دیدهٔ خون‌بار افتاد

تا ابد پشت به دیوار سلامت ننهد

دردمندی که در آن سایهٔ دیوار افتاد

گر به راه غمت افتاد هلالی غم نیست

در ره عشق ازین واقعه بسیار افتاد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام