گنجور

غزل شمارهٔ ۶۲

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

مرا ز عشق تو صد گونه محنت و الم‌ست

هزار محنت و با محنتی هزار غم‌ست

اگرچه با من مسکین بسی جفا کردی

زیاده ساز جفا را که این هنوز کم‌ست

تویی حیات من و من ز فرقتت بیمار

بیا که یک دو سه روزی حیات مغتنم‌ست

کرم نمودی و بر جان من جفا کردی

ز جانب تو هرچه مرا می‌رسد کرم‌ست

به زیر پای تو افتاد و خاک شد عاشق

اگرچه خاک شد اما هنوز در قدم‌ست

هلالی از سر کویت وداع کرد و برفت

تو زنده باش که او را عزیمت عدم‌ست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام