گنجور

غزل شمارهٔ ۵۸

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ماه من عیدست و شهری را نظر بر روی توست

روی تو چون ماه عید و ماه نو ابروی توست

روشن آن چشمی که ماه عید بر روی تو دید

شادی آن کس که روز عید پهلوی توست

می‌رود هر کس به طوف عیدگاه از کوی تو

من ز کویت چون روم؟ چون عیدگاهم کوی توست

در صباح عید اگر مشغول تکبیرند خلق

بر زبانم از سحر تا شام گفت و گوی توست

گر بیندازی خدنگی از کمان ابرویت

بر دل و بر سینهٔ منّت ابروی توست

روز عید . مایل خوبان ز هر سو عالمی

میل من از جملهٔ خوبان عالم سوی توست

هر کسی هندوی خود را شاد سازد روز عید

شاد کن مسکین هلالی را که او هندوی توست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کسرا نوشته:

در عجبم که چرا هلالی از چشمان معشوقه اش و زیبایی آن ( حتی به عنوان دلخوشی ) چیزی نگفته… همش ابرو…

کانال رسمی گنجور در تلگرام