گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ای سر زلف تو کمند حیات

نیست ز قید تو امید نجات

آب حیاتی تو و خط بر لبت

سبزهٔ تر بر لب آب حیات

شور من از خندهٔ شیرین توست

ریش دلم را نمک‌ست این نبات

خاطر عاشق ز جهان فارغ‌ست

مشت ندارد خبر از کاینات

تازه‌براتی‌ست خط سبز تو

به ز شب قدر بود این برات

داد هلالی به وفای تو جان

جان دگر یافت ولی از وفات

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام