گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۹

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

اگر چون خاک پامالم کنی، خاک درت گردم

وگر چون گرد بر بادم دهی، گرد سرت گردم

کشی خنجر که می‌سازم به دست خویش قربانت

چه لطف‌ست این؟ که من قربان دست و خنجرت گردم

تو ماه کشور حسنی و شاه کشور خوبان

گدای کشورت باشم، اسیر لشکرت گردم

پس از مردن چو در پرواز آید مرغ جان من

چوم مرغان حرم بر گرد قصر و منظرت گردم

مگس‌وارم، به تلخی، چند رانی؟ سوی خویشم خوان

که بر گرد لب شیرین همچون شکرت گردم

هلالی را به هشیاری چه جای طعن؟ ای ساقی

بگردان ساغر می تا هلاک ساغرت گردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

Mohammad ali نوشته:

درغزل بالا ،سطر چهارم ،بیت دوم (چوم)غلط است و(چو) صحیح است ودرجایى (همچو) أمده است ،

کانال رسمی گنجور در تلگرام