گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۵

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ز سوز سینه کبابم، ز سیل دیده خرابم

تو شمع بزم کسانی و من در آتش و آبم

مرا عقوبت هجر تو بهتر از همه شادی‌ست

تو راحت دگران شو، که من برای عذابم

به دیگران منشین و به جان من مزن آتش

مرا مسوز، که من خود بر آتش تو کبابم

اگر برای هلاک من‌ست ناز و عتابت

بیا و قتل کن ایدون، که مسحق عتابم

سوال بوسه نمودم ولی تو لب نگشودی

سخن به عرض رسید و در انتظار جوابم

به گرد روی تو پروانه‌ام، که شمع مرادی

اگر تو روی بتابی، من از تو روی نتابم

به قدر خاک از من کسی حساب نگیرد

به کوی دوست، هلالی، ببین که در چه حسابم؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام