گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

خوبان اگر چه هر طرفی می‌کشند صف

تو در میان جان منی، جمله بر طرف

حالا به پای‌بوس خیالت مشرفم

گر دولت وصال تو یابم، زهی شرف!

دور از تو نوبهار جوانی به باد رفت

عمر چنان عزیز چرا شد چنین تلف؟

چشمت مرا نشانهٔ پیکان غمزه ساخت

وه! چون کنم؟ که تیر بلا را شدم هدف

از دیده طفل اشک جدا شد، دریغ ازو

آه! آن دُر یتیم کجا رفت ازین صدف؟

ره می‌زنند و عربده آهنگ می‌کنند

با ما ببین که در چه مقامند چنگ و دف؟

کوته مباد دست هلالی ز دامنت

کس دامن وصال تو را چون دهد ز کف؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام