گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۹

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض

همه سهل‌ست، همین صحبت یارست غرض

غرض آنست که فارق شوم از کار جهان

ور نه از گوشهٔ میخانه چه کارست غرض؟

جان من، بی‌جهت این تندی و بدخویی چیست؟

گر نه آزار دل عاشق زارست غرض

آفت دیدهٔ مردم ز غبارست ولی

دیده را از سر کوی تو غبارست غرض

هوش دیدن گل نیست هلالی ما را

زین چمن جلوهٔ آن لاله عذارست غرض

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

وحید نوشته:

هوش دیدن گل نیست هلالی ما را
هوس صحیح است نه هوش. ظاهرا اشتباه تایپی رخ داده است

کانال رسمی گنجور در تلگرام