گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

کار من فریاد و افغان‌ست دور از یار خویش

مردمان در کار من حیران و من در کار خویش

ای طبیب دردمندان ای تغافل تا به کی؟

گاه گاهی می‌توان پرسیدن از بیمار خویش

گرد کویت بیش ازین عشاق مسکین را مسوز

دود دل‌ها را نگه کن بر در و دیوار خویش

چند بهر قتل من آزرده سازی خویش را؟

رحم فرما، بگذر از قتل من و آزار خویش

تا هلالی را به سوز عشق پیدا شد سری

می‌گدازد همچو شمع از آه آتش‌بار خویش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دکتر غلامعلی حامدبرقی نوشته:

با سلام و احترام در سطر دوم به نظرم ” این تغافل ” باید صحیح باشد !

کانال رسمی گنجور در تلگرام