گنجور

غزل شمارهٔ ۲

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا

آن نشد عاقبت و من شدم از یار جدا

از من امروز جدا می‌شود آن یار عزیز

همچو جانی که شود از تن بیمار جدا

گر جدا مانم از او خون مرا خواهد ریخت

دل خون‌گشته جدا، دیدهٔ خون‌بار جدا

زیر دیوار سرایش تن کاهیدهٔ من

همچو کاهیست که افتاده ز دیوار جدا

من که یک بار به وصل تو رسیدم همه عمر

کی توانم که شوم از تو به یک بار جدا؟

دوستان، قیمت صحبت بشناسید، که چرخ

دوستان را ز هم انداخته بسیار جدا

غیر آن مه، که هلالی به وصالش نرسید

ما درین باغ ندیدم گل از خار جدا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد نوشته:

مصراع آخر این شعر اشباه نوشته شده و درستش اینه:
من درین باغ ندیدم گلی از خار جدا

امین کیخا نوشته:

معروفیت و خنیدگی شایسته این بزرگ مرد است و افسوس که گویی مارا خواب در ربوده است

امین کیخا نوشته:

کاهیده بسیار زیباست تن کاهیده یعنی تن تحلیل رفته و به قول پزشکان امروز ، کاشکتیک و می دانیم انمی یا کم خونی را درستبدان و پزشکان خونکاهه می گفته اند در گذشته ، اکنون تن کاهیده و خون و بیمار و مرگ با هم امده اند

کسرا نوشته:

کل این شعر زیبا و پر معنی ۱ طرف… بیت پنجم و ششم هم ۱ طرف… نهایت لذت رو بردم از پند شاعرانه ی جغتایی عزیز… امیدوارم این لذت به ذلت تبدیل نشه… برای همه ما توو زندگیهامون… روحت شاد هلالی

صمیم نوشته:

چه سوزی دارد این غزلیات هلالی.این غزل حرف دلم را بیان کرده

کانال رسمی گنجور در تلگرام