گنجور

غزل شمارهٔ ۱۹

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

ای شهسوار حسن سرافراز کن مرا

ای من سگت، به سوی خود آواز کن مرا

تا با تو راز گویم و فارق شوم دمی

بهر خدا، که هم‌دم و همراز کن مرا

لطف تو معجزیست، که بر مرده جان دهد

لطفی کن و زنده ز اعجاز کن مرا

چون کاکل تو چند توان گشت بر سرت؟

تیغی بگیر و از سر خود باز کن مرا

ساقی، هلاکم از هوس پای‌بوس تو

در پای خویش مست سر انداز کن مرا

نازی بکن، که بی‌خبر افتم به خاک و خون

یهنی که: نیم‌کشتهٔ آن ناز کن مرا

جانا، به غمزه سوی هلالی نظر فکن

وز جان هلاک غمزهٔ غماز کن مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دکتر غلامعلی حامدبرقی نوشته:

با عرض سلام درمصرع اوّل بیت دوّم به نظر ” فارغ” صحیح باید باشد!

جابر نوشته:

به نظر می رسد در بیت ۶ “یعنی” آمده باشد و اگر در نسخه خطی هم “یهنی” ضبط شده است - در صورتی که ایراد استنساخ نبوده باشد - نیاز به اعراب گذاری دارد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام