گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۷

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

غم نیست، گر ز داغ تو می سوزدم جگر

داری هزار سوخته، من هم یکی دگر

یارب، چه کم شود ز تو، ای پادشاه حسن

گر سوی من بگوشه چشمی کنی نظر؟

در کوی تو سر آمد اهل وفا منم

از چشم التفات وفای مرا نگر

تا کی در آرزوی تو گردیم کو بکوی؟

تا کی بجستجوی تو گردیم در بدر؟

جان می کنیم و یار زما بی خبر هنوز

خواهیم مردن از غم او، تا شود خبر

در گوشه غمست هلالی بصد نیاز

گاهی ز چشم لطف برین گوشه بر نگر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام