گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

می‌نویسم سخنم از آتش دل بر کاغذ

جای آنست اگر شعله زند در کاغذ

چون قلک سوختی از آتش دل نامهٔ من

اگر از آب دو چشمم نشدی تر کاغذ

سخن لعل تو خواهیم که در زر گیریم

کاش سازند دگر از ورق زر کاغذ

خط مشکین ورق روی تو را زیبد و بس

قابل آیت رحمت نبود هر کاغذ

شرح بی‌مهری آن ماه بیابان نرسد

فی‌المثل گر شود افلاک سراسر کاغذ

مردم از غم که چرا نامه نوشتی به رقیب؟

نشدی کاش! درین شهر میسر کاغذ

تا هلالی صفت ماه جلال تو نوشت

گشت چون صفحهٔ خورشید، منور کاغذ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

همایون نوشته:

می نویسم سخن از آتش دل بر کاغذ

جای آن است اگر شعله زند بر کاغذ

چون قلم سو ختی از آتش دل نامه ی من

مگر از آب دو چشمم نشدی تر کاغذ

سخن لعل تو خواهیم که در زر گیریم

کاش سازند دگر از ورق زر کاغذ

خط مشکین ورق روی تو را زیبد و بس

قابل آیت رحمت نبود هر کاغذ

شرح بی مهری آن ماه به پایان نرسید

فی المثل گر شود افلاک سراسر کاغذ

مردم از غم که چرا نامه نوشتی به رقیب

نشدی کاش در این شهر میسر کاغذ

تا هلالی صفت مه جمال تو نوشت

گشت چون صفحه ی خورشید منور کاغذ

همایون نوشته:

تا هلالی صفت ماه جمال تو نوشت

گشت چون صفحه ی خورشید منور کاغذ

امیر اصغری نوشته:

بیت یک. مصرع یک؛ می نویسم سخن از …
بیت پنج. مصرع یک؛ به پایان نرسد…
بیت آخر. مصرع یک؛ صفت ماه جمال تو…

کانال رسمی گنجور در تلگرام