گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۶

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

اگر نه از گل نورسته بوی یار آید

هوای باغ و تماشای گل چه کار آید؟

بهار می‌رسد، آهنگ باغ کن، زان پیش

که رفته باشی و بار دگر بهار آید

ز باده سرخوشی خود، زمان زمان، نو کن

چنان مکن که رود مستی و خمار آید

فتاده کشتی عمرم به موج خیز فراق

امید نیست کزین ورطه بر کنار آید

هزار عاشق دل‌خسته خاک راه تو باد

ولی مباد که بر دامنت غبار آید

جدا ز لعل تو هر قطره‌ای ز آب حیات

مرا به دیده چو پیکان آبدار آید

چو بار نیست بر این آستان هلالی را

از این چه سود که روزی هزار بار آید؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام