گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۰

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

یار اگر مرحم داغ دل محزون نشود

با چنین داغ دلم خون نشود چون نشود؟

جز دل سخت تو خون شد همه دل‌ها ز غمم

دل مگر سنگ بود کز غم من خون نشود

این که با ما ستمت کم نشود باکی نیست

کوشش ما همه این‌ست که افزون نشود

گر به سرمنزل لیلی گذری، جلوه‌کنان

نیست ممکن که تو را بیند و مجنون نشود

بس که در ناله‌ام از گردش گردون همه شب

هیچ شب نیست دو صد ناله به گردون نشود

واعظا ترک هلالی کن و افسانه مخوان

کشتهٔ عشق بتان زنده به افسون نشود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

قاسم نوشته:

در مصرع اول کلمه مرهم به معنای دارویی برای بهبودی زخم صحیح می باشد

کانال رسمی گنجور در تلگرام