گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۱

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟

طالب دولت دیدار تو باشد چه کند؟

شوخی و بی‌خبر از درد گرفتاری دل

دردمندی که گرفتار تو باشد چه کند؟

چه غم از سینهٔ ریش و دل افگار مرا؟

سینه‌ریشی که دل‌افگار تو باشد چه کند؟

قصد جان و دل یاران بود اندیشهٔ تو

بی‌دلی کر دل و جان یا تو باشد چه کند؟

ای طبیب دل بیمار، بگو، بهر خدا

کان جگر خسته، که بیمار تو باشد چه کند؟

گوش بر گفتهٔ احباب توان کرد ولی

هر که را گوش به گفتار تو باشد چه کند؟

می‌کند بی تو هلالی همه شب نالهٔ زار

ناتوانی که دلش زار تو باشد چه کند؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کسرا نوشته:

خیلی دوست دارم این شعرشو… خدا بیامرزه این شاعر بزرگ رو…

هانی نوشته:

در مصرع زیر به این شکل “کز” نباید باشه؟؟

بی‌دلی کز دل و جان یا تو باشد چه کند؟

علی نوشته:

درود
در مصرع دوم بیت چهارم اشتباه تایپی وجود دارد:
بی دلی «کز» دل و جان «یار» تو باید چه کند

کانال رسمی گنجور در تلگرام