گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

یار، چون در جام می‌بیند، رخ گل‌فام را

عکس رویش چشمهٔ خورشید سازد جام را

جام می بر دست من نه، نام نیک از من مجوی

نیک نامی خود چه کار آید من بد نام را؟

ساقیا، جام و قدح را صبح و شام از کف منه

کین چنین خورشید و ماهی نیست صبح و شام را

فتنه‌انگیز است دوران، جان می در گردش آر

تا نبینم فتنه‌های گردش ایام را

از خدا خواهد هلالی در به دم جام نشاط

کو حریفی، تا به ساقی گوید این پیغام را؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دکتر غلامعلی حامدبرقی نوشته:

با عرض سلام در مصرع اوّل بیت چهارم ” جام می” ئباید درست باشد ؟

دکتر غلامعلی حامدبرقی نوشته:

و در مصرع اوّل بیت آخر : دم به دم ؟!

کانال رسمی گنجور در تلگرام