گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۶

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

روز هجران تو، یا رب، از کجا پیش آمد؟

این چه روزی‌ست که پیش من درویش آمد؟

آن بلایی که ز اندیشهٔ آن می‌مردم

عاقبت پیش من عاقبت‌اندیش آمد

با قد همچو خدنگ از دل من بیرون آی

که مرا تیر بلا بر جگر ریش آمد

چشم بر هم مزن و هر طرف از ناز مبین

که به ریش دلم از هر مژه صد نیش آمد

حال خود را چو به حال دگران سنجیم

کمترین درد من از درد همه پیش آمد

روز بگذشت، هلالی، شب هجران برسید

وه! چه روسیهی‌ست این که مرا پیش آمد!

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام