گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۳

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

غم بتان مخور ای دل که زار خواهی شد

اگر عزیز جهانی، تو خوار خواهی شد

اگر چو من هوس زلف یار خواهی کرد

ز عاشقان سیه روزگار خواهی شد

تو از طریقهٔ یاری همیشه فارغ و من

نشسته‌ام به امیدی که یار خواهی شد

چو در وفای توام بر دلم جفا مپسند

که پیش اهل وفا شرمسار خواهی شد

کنون به حسن تو کس نیست از هزار یکی

تو خود هنوز یکی از هزار خواهی شد

ز فکر کار جهان بار غم به سینه منه

وگر نه بر سر این کار و بار خواهی شد

هلالی، از پی آن شهسوار تند مرو

که نارسیده به گردش غبار خواهی شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام