گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۱

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

تا سلسلهٔ زلف تو زنجیر جنون شد

وابستگی این دل دیوانه فزون شد

شرمنده شد از عکس جمالت مه و خورشید

وز عارض گل‌رنگ تو دل غنچهٔ خون شد

خون شد دل من دم به دم از فرقت دلبر

زان رو ز ره دیدهٔ خون‌بار برون شد

آنجا، که صبا را گذری نیست، که گوید

حال دل این خسته به دلدار، که چون شد؟

هرجند قدت راست هلالی چو الف بود

از بار غم دوست به یک بار چو نون شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام