گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۴

 
هلالی جغتایی
هلالی جغتایی » غزلیات
 

مسکین طبیب، چارهٔ دردم خیال کرد

بیچاره را ببین چه خیال محال کرد؟

کی می‌رسد خیال طبیبان به درد من؟

دردن بدان رسید که نتوان خیال کرد

دارد هزار تفرقه دل در شب فراق

کو آن فراغتی که به روز وصال کرد؟

گل پیش عارض تو شد از انفعال سرخ

آن خنده‌ای که کرد هم از انفعال کرد

سنگین‌دلی که اسب جفا تاخت بر سرم

موری ضعیف را به ستم پایمال کرد

سلطان وقت شد ز گدایان کوی عشق

درویش میل سلطنت بی‌زوال کرد

گفتی که حلقه ساخت هلالی قد تو را

آن کس که ابروان تو را چون هلالی کرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع هلالی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دکتر غلامعلی حامدبرقی نوشته:

با عرض سلام و احترام در سط دوم دردن بدان رسید باید ” دردم بدان رسید” و در سطر آخر چون هلالی کرد باید : “چون هلال کرد” تایپ شود. با تشکّر

کانال رسمی گنجور در تلگرام